برنامه‌ریزی مکانی و امکان‏سنجی نواحی مستعد طبیعت‌گردی با نگرش آمایش سرزمین (مطالعه موردی: منطقه سلیمان‌تنگه شهرستان ساری)

نویسندگان

چکیده

در یک سرزمین، نحوه ساماندهی و سیمای محیط‏های طبیعی و انسان‏ساخت، باید آینه تمام‏نمای چگونگی روند توسعه ملی در آن سرزمین باشد. امروزه، در پی بروز بحران‏های زیست‏محیطی، نابودی منابع و ایجاد موانع در راه رسیدن به توسعه پایدار، لازم می‏آید برنامه‏ها بر اساس شناخت و ارزیابی توان محیطی صورت گیرد تا هم بهره‏برداری در خور و مستمر از محیط صورت گیرد و هم ارزش‏های طبیعی محیط حفظ شود. از اینرو پیش از تدوین راهکارهای توسعه و اجرای آن، بررسی جغرافیایی منطقه و شناخت توان‏های محیطی آن و سپس تعیین توان بوم‌شناسی سرزمین به برنامه‏ریز این امکان را می‏دهد تا بر اساس توان‏های منطقه، جهت و راهکارهای توسعه منطقه را مشخص نموده و برنامه‏ای متناسب با شرایط منطقه ارائه دهد. با توجه به اینکه محیط‏زیست طبیعی، توان بوم‌شناسی محدودی را برای استفاده‏های انسان داراست، ارزیابی توان بوم‌شناسی به عنوان هسته مطالعات زیست‏محیطی با پیشگیری بحران‏های موجود، بستر مناسبی برای برنامه‏ریزی زیست محیطی فراهم می‏آورد. وجود منابع طبیعی منحصر به فرد در استان مازندران شرایط بسیار مناسبی را برای توسعه صنعت گردشگری در این استان مهیا کرده است. یکی از ظرفیت‌های طبیعت‌گردی استان مازندران که ضرورت ارزیابی قابلیت تفرجی و برنامه‏ریزی اصولی آن توسط مسئولین امر احساس می‌شود، منطقه گردشگری سد شهید رجایی ساری می‌باشد. لذا این پژوهش بر آن است تا با شناسایی معیارهای موثر، به ارزیابی توان اکولوژیکی منطقه جهت کاربری طبیعت‌گردی بپردازد. در این راستا پس از شناسایی معیارها (از قبیل عوامل فیزیوگرافی، شرایط زمین شناسی، خاک شناسی، راه‏های دسترسی، کاربری اراضی، شبکه هیدروگرافی، اقلیم منطقه و ...)، اقدام به تهیه پایگاه داده‏های مکانی آنها در سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) شد. در ادامه، پس از استانداردسازی این معیارها به روش منطق فازی در محیط نرم‌افزارArc GIS ، با استفاده از نظرسنجی پرسشنامه‏ای از 32 کارشناس و به کمک روش آنتروپی شانون به هر یک از معیارها وزن خاصی اختصاص داده شد. سپس با تلفیق و رویهم‏گذاری این معیارها، بر اساس منطق فازی، نقشه نهایی که بیانگر مناطق تفرجگاهی است، حاصل شد. منطقه موردمطالعه در نقشه تولید شده به سه طبقه بسیار مناسب، مناسب و نامناسب به منظور برنامه‏ریزی جهت انواع فعالیت‏های تفرجی تقسیم شده که در نهایت 25/5045 هکتار از آن به عنوان مکان‏های بسیار مناسب شناسایی شده‏ است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

رشد و گسترش شهرنشینی و نیاز جوامع شهرنشین به بازدید از جاذبه‏های طبیعی، سبب سرازیر شدن خیل عظیمی از جمعیت شهرنشین به نواحی و مکان‏های دارای جاذبه‏های گردشگری شده است (تقوایی و همکاران، 99:1390). بدین لحاظ توجه به ماهیت گردشگری و پیامدهای ناشی از آن لزوم تحقیق و مطالعه را در این موضوع بر مجامع علمی آشکار کرده است. برنامه‏ریزی گردشگری متکی به ظرفیت‌‏های جاذب طبیعی همراه با الزامات زیست محیطی طبیعت‌گردی است (محمودی، 56:1388). گسترش صنعت گردشگری در مکان‏هایی که ظرفیت بالقوه جذب گردشگر را دارند می‏تواند به عنوان ابزاری کارآمد در جهت رشد و توسعه همه جانبه جوامع میزبان به کار گرفته شود. وجود جاذبه یک عنصر لازم و نه کافی در جهت رشد و توسعه صنعت گردشگری محسوب می‏شود، زیرا توسعه صنعت گردشگری در هر منطقه نیازمند شناسایی دقیق محدوده، ارائه خدمات و تسهیلات مورد نیاز گردشگران و نیز معرفی در جهت جذب گردشگران می‏باشد. رشد و گسترش گردشگری منافع متعددی برای جوامع میزبان به همراه دارد که یکی از آنها منافع اقتصادی است. گردشگری از مهمترین فعالیت‏های انسانی معاصر است که همراه با به وجود آوردن تغییرات شگرف در سیمای زمین، اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، منش و روش زندگی انسان‏ها را دگرگون می‏سازد. بنابراین یکی از ابتدایی‏ترین و در عین حال ضروری‏تری نیازهای این منطقه، توسعه زیرساخت‏های گردشگری است. ظرفیت‌یابی مکان‏های مناسب در این نوع گردشگری نه تنها به عنوان ابزاری برای ارتقای سطوح اجتماعی و اقتصادی مردم بومی تلقی می‏شود، بلکه به علت کارکردهای حفاظتی به عنوان یک راهکار مدیریتی تجربه شده در عرصه‏های منابع طبیعی، زمینه حفاظت پویای آنها را نیز مهیا می‏کند (لورانس1 و همکاران، 450:2005). استفاده مستمر از منابع طبیعی متضمن شناسایی توان اکولوژیکی آن است. این شناسایی در دراز مدت اجازه می‏دهد تا از طریق به کارگیری مدیریت بهینه و برنامه‏ریزی شده، استفاده مستمر از منابع طبیعی فراهم گردد و از فعالیت‏های مخالف با توان منطقه جلوگیری شود. عدم اجرای آمایش سرزمین و استفاده نامناسب از آن سبب می‏گردد که از زمین و آب به اندازه توان آن استفاده نشود (سهراب، 3:1390). با این حال آمایش سرزمین به صورت امروزی به خصوص در کشور ما دارای سابقه خیلی طولانی نیست. در اکثر مطالعاتی که درکشور ما جهت ارزیابی توان سرزمین انجام گرفته، استفاده از مدل اکولوژیک مخدوم مرسوم است که در این روش مناطق مناسب تفرج‏های متمرکز و گسترده با توجه به معیارهای اکولوژیک از یکدیگر تفکیک می‏شوند (مخدوم،28:1380). این مدل دارای چارچوبی است که متغیرهای موثر در ارزیابی از قبل مشخص شده‏اند و معیارهای اکولوژیک با وزن یکسان از همدیگر تفکیک می‏گردند. بنابراین از مدل‏های ارزیابی ارائه شده جهت ارزیابی تفرجی، مدل‏هایی مناسب هستند که چند عامله بوده و از چندین معیار اکولوژیکی در انجام عمل ارزیابی بهره گیرند.

وجود منابع طبیعی منحصر به فرد در استان مازندران شرایطی بسیار مناسبی را برای توسعه صنعت گردشگری در این استان مهیا کرده است. یکی از ظرفیت‌های طبیعت­گردی استان مازندران که ضرورت ارزیابی قابلیت تفرجی و برنامه‏ریزی اصولی آن توسط مسئولین امر احساس می­شود، منطقه سلیمان تنگه (سد شهید رجایی) شهرستان ساری می­باشد. در این مطالعه از روش آنتروپی شانون برای وزن‏دهی به عوامل موثر در ارزیابی قابلیت تفرجی گردشگری استفاده شد.

 

 

1- Laurance


در این روش متغیرهای کیفی به اندازه متغیرهای کمّی در فرآیند تصمیم‏گیری مورد لحاظ قرار می‏گیرند. با تشکیل پایگاه اطلاعاتی از این متغیرها در سامانه اطلاعات جغرافیایی، اقدام به استانداردسازی آنها به روش منطق فازی شد. سپس با تلفیق و رویهم‏گذاری این معیارها در محیط نرم‌افزار Arc GIS اقدام به پهنه‏بندی نواحی مستعد طبیعت‌گردی در منطقه مورد مطالعه شد.

 

پیشینه تحقیق

- کیائو لیفانگ2 (2008) در مطالعه‏ای، منطقه‏ای تحت عنوان فینگ‌کوان3 از توابع شهر زینیانگ4 چین، مدل مناسبی برای توسعه گردشگری در مناطق حومه شهری که بلااستفاده هستند، ارائه داد. در این تحقیق از مدل سلسله مراتبی استفاده کرد، که در سطح اول هدف پروژه که شامل ایجاد گسترش گردشگری در منطقه فینگ کوان شهر زینیانگ و در سطح دوم 4 معیار که شامل اهمیت اکولوژیکی، اهمیت اقتصادی، اهمیت چشم‌انداز، اهمیت اجتماعی بود. در نهایت به این نتیجه رسیدند که منطقه با مقیاس 89 درصد برای توسعه گردشگری مناسب است.

- کوماری5 و همکاران (2010) در مطالعه‏ای به تعیین توان طبیعت‏گردی ناحیه غربی ایالت سای‏کیم6 هند با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی پرداختند. در این بررسی لایه‏های شکل زمین، ارتفاع، کاربری اراضی، تنوع و تراکم گیاهی، حیات وحش، توانایی جذب گردشگر، زیرساخت‏ها و امکانات در نظر گرفته شد. در نهایت نقشه توان تفرجی منطقه بدست آمد که بر اساس آن 50 درصد منطقه دارای توان بالا و خیلی بالا می‏باشد.

- امیری و همکاران (1388)، در تحقیقی با استفاده از منطق فازی و وزن‏دهی به متغیرها به روش سلسله مراتبی، به بررسی ارزیابی توان اکولوژیک حوضه‏های 33 و 34 شمال ایران برای کاربری جنگل‏داری پرداختند که نتایج حاکی از وجود هر هفت طبقه مدل جنگل‏داری ایران در منطقه مورد مطالعه بوده است و نیز نتایج وی نشان داد که برای افزایش دقت در تعیین کاربری مناطق جنگلی از روش منطق‌فازی و وزن‏دهی به روش سلسله مراتبی باید استفاده کرد.

- ماهینی‏ و‏ همکاران(1388)، برای ارزیابی توان‏ طبیعت‏گردی‏ در‏محدوده‏ شهرستان ‏بهشهر از روش ارزیابی چندمعیاره بر مبنای منطق فازی استفاده نمود که مشخص شد از کل مساحت شهرستان، حدود82400 هکتار دارای محدودیت، 4500هکتار دارای توان بالا، 55000 هکتار دارای توان متوسط و حدود 2600 هکتار دارای توان ضعیف برای طبیعت‏گردی گسترده می‏باشد.

- محمدپور و نادری (1389)، به ارزیابی اکولوژیک منطقه فندقلو از توابع شهرستان نمین، استان اردبیل جهت توسعه گردشگری به تفکیک فصول و با استفاده از روش تجزیه ‏و تحلیل سامانه‌ای پرداخته‏اند. نتیجه بررسی نشان می‏دهد تمامی‏ سطح منطقه برای توسعه گردشگری مخصوصاً تفرج گسترده از توان بالایی برخوردار است و منطقه برای هر فصل و هر نوع ‏تفرج (گسترده و متمرکز) به صورت جداگانه شناسایی شده‏اند.

 

داده‏ها و روش‏شناسی تحقیق

1- منطقه مورد مطالعه

منطقه مورد مطالعه شامل بخشی از حوضه آبخیز تجن بنام سد شهید رجایی (سلیمان‏تنگه، درگویش بومیان) است که در جنوب شهرستان ساری از استان مازندران و در موقعیت جغرافیایی 39ً 7َ̊ 53 تا 24ً 42َ̊ 53 درجه طول‌شرقی و 1ً 56َ ̊ 35 تا 15ً 17َ̊ 36 درجه عرض شمالی واقع شده است(شکل1).

 

 

 

2- Qiao Lee Fang

3- Fengquan

4- Xinxiang

5- Kumari

6- Sikkim

 

در این منطقه 20845 هکتاری، حداکثر ارتفاع 3010 متر و متوسط آن 1183 متر، شیب متوسط 8/1 %، متوسط بارش سالیانه 6/659 میلیمتر، متوسط دمای سالانه 1/11 درجه سانتیگراد و اقلیم منطقه بر اساس روش دومارتن، مرطوب می‌باشد. بطور کلی 52/93% از کل منطقه مورد مطالعه را کوه‏ها و تپه‌ها تشکیل می‏دهند که عمدتاٌ دارای پوشش جنگلی نسبتاٌ متراکمی می‌باشند. استفاده عمده از اراضی در حال حاضر عموماٌ بهره‏برداری از جنگل به منظور چوب، هیزم و ذغال است و در اراضی کشت غلات به صورت دیم و در حاشیه دره‌ها و اراضی تراس‌بندی شده، برنج‏کاری و سایر نباتات آبی مرسوم است. عمده‌ترین عوامل محدودکننده در اراضی، فرسایش، شیب، پستی و بلندی و در بعضی قسمت‏ها محدودیت عمق خاک است.


 

 

شکل (1): موقعیت منطقه مورد مطالعه در کشور، استان و شهرستان

 


در این تحقیق سعی بر آن شده تا ضمن شناسایی متغیرها و معیارهای موثر در توان تفرجگاهی، پایگاه داده‏های مکانی از معیارهای شناسایی شده از این منطقه در سامانه اطلاعات جغرافیایی ایجاد گردید. سپس نقشه‏های مربوط به این متغیر‏ها در محیط نرم‌افزارArc GIS  با استفاده از منطق فازی استاندارد شدند. در ادامه با تکمیل پرسش‏نامه توسط کارشناسان و متخصصان خبره و به کمک مدل آنتروپی شانون وزن هر یک از معیارهای موثر بدست آمده و لایه‏های اطلاعاتی و توصیفی معیارها با توجه به وزن‏های محاسبه شده و توابع تحلیلی، در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی(GIS) آماده و با یکدیگر تلفیق شوند تا نقشه نهایی که بیانگر مناطق تفرجگاهی بسیار مناسب، مناسب و نامناسب است، حاصل شود.

 

 

2- شناسایی معیارها و ایجاد پایگاه اطلاعاتی

داده‏های مورد نیاز در این تحقیق به دو قسمت داده‏های مکانی و داده‏های توصیفی تقسیم‏بندی می‏شوند. داده‏های مکانی و داده‏های توصیفی تهیه شده عبارتند از: نقشه‏های توپوگرافی با مقیاس 1:25000 از منطقه مورد مطالعه، نقشه‏های پوشش ‌گیاهی، کاربری اراضی، زمین‌شناسی، خاک شناسی، شبکه ارتباطی، شبکه هیدروگرافی و قابلیت اراضی. همچنین از داده‏ها و اطلاعات ایستگاه‏های هواشناسی که از ادارات آب منطقه‏ای و هواشناسی استان مازندران تهیه گردید نیز استفاده شد. پس از استخراج لایه‏های اطلاعاتی مختلف، نقشه‏ها به صورت لایه‏های قابل استفاده در محیط نرم‏افزارGIS  Arc نسخه 10 برای تحلیل آماده شدند. این لایه‌ها شامل لایه طبقات ارتفاعی، شیب جغرافیایی، جهت جغرافیایی، لایه هم‏باران، هم‏دما، لایه پوشش گیاهی، خاک، شبکه ارتباطی، منابع آبی، کاربری اراضی، شدت فرسایش و مناطق مسکونی می‏باشند. که برخی از آنها در شکل 2 الی 7 آورده شده است.


 

شکل (2): نقشه کاربری اراضی در منطقه                                           شکل (3): نقشه منابع آبی در منطقه 

 

 

شکل (4): نقشه شیب جغرافیایی در منطقه                                          شکل (5): نقشه زمین‏شناسی و گسل‏های موجود در منطقه 

 

 

شکل (6): نقشه مناطق هم‏باران                                                        شکل (7): نقشه جهات جغرافیایی در منطقه 

 


3- استانداردسازی لایه‏ها به روش منطق فازی

برای آماده و استانداردسازی لایه‏ها بر اساس منطق فازی از نرم‌افزار Arc GIS استفاده شد. در این روش برای تبدیل ارزش‏های هر کلاس به امتیاز، باید ارزش‏ها با یکی از روش‏های استاندارد کردن به امتیاز استاندارد شده تبدیل شوند که این روش‏ها عبارتند از(ضیائیان و همکاران، 23:1389):

الف)روش استانداردسازی کلی7 برای کلاس مطلوبیت بالا

این روش استاندارد کردن برای کلاس مطلوبیت بالا استفاده می‏شود. در این روش ارزش‏ها به صورت Max Goal و Min Goal استاندارد می‏شود. بدین معنی که هرچه ارزش بالاتر باشد، امتیاز داده شده به 1 نزدیک می‏شود. جهت استاندارد کردن لایه‏ها به این روش، از رابطه (1) زیر استفاده می‏گردد که xiلایه مورد مطالعه، xmin حداقل ارزش موجود در لایه و xmax حداکثر ارزش در لایه است (به این فرمول، فرمول صعودی نیز گفته می‏شود).

[xi ـx min ] / [x max ـx min ]                              (1)

ب) روش استانداردسازی حداکثری8 برای کلاس با مطلوبیت پایین

در این روش کلاس‏های باارزش پایین‌تر، امتیاز بالاتری می‏گیرند. مثلاً در مورد لایه شیب، هرچه شیب کمتر باشد، ارزش آن در لایه استاندارد شده بالاتر و به یک نزدیکتر است. جهت استاندارد کردن لایه‏ها در این روش از رابطه (2) استفاده می‏گردد (به این فرمول، فرمول نزولی نیز گفته می‏شود)

[x max ـxi ] / [x max ـx min ]                            (2)

لازم به یادآوری است که در این مطالعه، جهت استانداردسازی لایه‌های ایجاد شده در محیط نرم افزار Arc GIS در اکثر موارد از تلفیقی از این دو روش استفاده شد.

 

4- مدل آنتروپی شانون

در ارزیابی اوزان برای شاخص‌های موجود یک تصمیم‌گیری چهار روش آنتروپی9، لین مپ، کمترین مجذورات وزین شده و بردار ویژه موجود می‌باشد.

 

 

7-Maximum Standardization

8- Entropy

9- Goal Standardization

 

در این تحقیق روش آنتروپی برای تعیین درجه اهمیت نسبی شاخص‌ها مورد استفاده قرار گرفت. آنتروپی یک مفهوم عمده در علوم فیزیکی، علوم اجتماعی و تئوری اطلاعات می‌باشد به طوری که نشان دهنده مقدار عدم اطمینان موجود از محتوای مورد انتظار اطلاعاتی از یک پیام است. به لفظ دیگر، آنتروپی در تئوری اطلاعات معیاری است، برای مقدار عدم اطمینان بیان شده توسط یک توزیع احتمال گستر به طوری که این عدم اطمینان، در صورت پخش‌بودن توزیع، بیشتر از موردی است که توزیع فراوانی تیزتر باشد. این عدم اطمینان در صورتی که K یک ثابت مثبت باشد به منظور تامین0≤ E ≤1 به صورت ذیل تشریح می‌شود:

(3)                E≈S{P1,P2,…Pn}=-K∑n­i=1[ Pi.LnPi]

E از توزیع احتمال Pi براساس مکانیزم آماری محاسبه شده و مقدار آن در صورت تساوی Pi‌ها با یکدیگر ماکزیمم مقدار ممکن خواهد بود (اصغرپور، 1385: 196).

-K∑n­i=1[ Pi.LnPi]=-k{1/n Ln 1/n +1/n Ln 1/n+ … +1/n Ln 1/n}=-k{(Ln1/n)(n/n)}=-kLn 1/n(4)  

یک آرایه تصمیم‏گیری از یک مدل چند شاخصه حاوی اطلاعاتی است که آنتروپی می‏تواند به عنوان معیاری برای ارزیابی آن بکار رود. محتوی اطلاعاتی موجود از این آرایه را ابتدا به صورت Pij = rij / ∑miمحاسبه و از مجموعه Pij‌ها به ازای هر مشخصه،Ej  با فرض k=1/Lnm به صورت Ej = -K∑m­i [ Pij.LnPij] تعیین می‏گردد. عدم اطمینان(dj) از اطلاعات ایجاد شده به ازای شاخص jام از کسر مقدار Ej از عدد یک حاصل و سرانجام اوزان (wj) از شاخص‌های موجود ازطریق wj=dj/∑m­j=1dj معین می‏گردد.

 

بحث و یافته‏های تحقیق

در این تحقیق پس از شناسایی عناصر و معیارهای موثر در تعیین مناطق مستعد جهت پهنه‌بندی طبیعت‌گردی با تکمیل پرسش‏نامه توسط کارشناسان و متخصصان خبره و به کمک مدل آنتروپی شانون وزن هر یک از معیارهای موثر بدست آمد (جدول 2).


 

جدول (2): وزن نهایی معیارها بر اساس روش آنتروپی شانون

معیارها

ارزش وزنی

معیارها

ارزش وزنی

ارتفاع

10635/0

جاده‏ها

14093/0

شیب

2336/0

کاربری اراضی

035/0

جهت

0189/0

مناطق مسکونی

0416/0

پوشش گیاهی

07942/0

اقلیم

0285/0

منابع آبی

2853/0

شدت فرسایش

005/0

بافت خاک

0254/0

 

 

 


پس از تعیین وزن نهایی برای هر کدام از معیار، این اوزان با پشتیبانی قابلیت‏های سامانه‏های اطلاعات جغرافیایی در اعمال وزن به لایه‏ها و سپس رویهم‏گذاری آنها با توجه به میزان تاثیرشان بر فرآیند ارزیابی در محیط GIS تلفیق می‏شوند. در نهایت برای هر کدام از معیارهای مورد نظر با توجه به تعداد لایه‏های موثر بر آن و میزان تاثیر این لایه‏ها نقشه نهایی به روش فازی بدست آمد که در آن عرصه‏های بسیارمناسب، مناسب و نامناسب به منظور کاربری تفرجی طبیعت‌گردی ارائه می‏شود (شکل8).


 

شکل (8): نقشه پهنه‏بندی نواحی مستعد طبیعت‌گردی

 


نتیجه‏گیری

تحلیل‌های فضایی و جغرافیایی اغلب چندمتغیره و چندمعیاری‌اند. برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان فضایی (مکانی) برای حل مسائل خویش با طیف وسیعی از داده‌ها و اطلاعات مواجه‌اند که استفاده، تلفیق و تحلیل آنها به سبب حجم زیاد و ماهیت‌های متفاوت، معمولاً بسیار پیچیده و مشکل است. ارزیابی تفرجی فرآیند پیچیده‌ای است که انجام آن به ملاحظات همزمان چندین عامل از جمله معیارهای اقلیمی، ژئومورفولوژیکی، زیست‌محیطی و اقتصادی و اجتماعی نیاز دارد. چون سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی دارای قابلیت‌های متعدد و توانمندی در زمینة گردآوری، ذخیره، ویرایش، تحلیل داده‌ها و مدل سازی می باشند، لذا ابزار مفیدی برای برنامه‌ریزان فضایی در زمینه مکان‌یابی‌ها و ارزیابی‌های تفرجی محسوب می‌شوند. منطقه سد شهید رجایی یکی از مناطق زیبای نوار شمالی کشور است که با توجه به تنوع عوامل فیزیوگرافی، وجود جنگل‏های ارزشمند، رودخانه مهم تجن و شاخه‏های آن، اهمیت برنامه‏ریزی صحیح را برای مدیریت کاربری‏های مختلف از جمله طبیعت‌گردی (که تاکنون به صورت علمی و مدون در آن صورت نگرفت) مشخص می‏کند. در این مطالعه جهت آمایش سرزمین منطقه از نظر کاربری طبیعت‌گردی، از تلفیق روش آنتروپی شانون و منطق فازی در GIS استفاده شد. در مطالعه حاضر نیز پس از وزن‏دهی به معیارها با استفاده از روش آنتروپی شانون، عامل شیب با وزن 2336/0 در اولویت اول قرار می‌گیرد و از مهمترین عوامل تاثیر‏گذار در زون‏بندی و برنامه‏ریزی‏های تفرجی محسوب می‏شود. این عامل نیز از مهمترین عوامل تاثیرگذار در کوماری و همکاران (2010) بوده است. پس از وزن‏دهی به معیارهای موثر، نتایج حاصل از تلفیق عوامل مذکور به روش منطق فازی در محیط نرم‌افزار GIS به صورت نقشه تولید شد که منطقه مورد مطالعه به سه طبقه بسیار مناسب، مناسب و نامناسب به منظور برنامه‏ریزی جهت انواع فعالیت‏های تفرجی تقسیم گردید و در نهایت 25/5045 هکتار از آن به عنوان مکان‏های بسیار مناسب، 39/13117 هکتار مکان‏های مناسب و 36/3682 هکتار به عنوان مناطق نامناسب شناسایی شده‏ است. همچنین نتایج نشان داد که ارتفاع زیاد، اقلیم بسیار مرطوب، شدت فرسایش زیاد و شیب تند از مهمترین عواملی هستند که سبب شده تا مناطق جنوبی از حوضه شرایط نامناسبی را جهت توان تفرجی داشته باشند. در حالی که مناطق شمالی حوضه به دلیل داشتن شرایط مساعد اقلیمی، ارتفاع پایین، شیب و شدت فرسایش کم به عنوان ظرفیت بسیار مناسب جهت توان تفرجی محسوب می‌شوند. 

منابع

1- اصغرپور، محمد جواد (1385)، تصمیم گیری‌های چند معیاره، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، تهران.

2- امیری، محمد جواد، جلالی، سید غلامعلی، سلمان ماهینی، عبدالرسول، حسینی، سید محسن و فرود آذری دهکردی (1388): ارزیابی توان اکولوژیک جنگل‌های حوضه‌های آبخیز دو هزار و سه هزار شمال ایران با استفاده از GIS، مجله محیط‌شناسی، سال سی و پنجم، شماره 50، 33 ـ 44 صص.

3- تقوایی،مسعود، تقی‏زاده، محمد مهدی و حسین کیومرثی (1390)، مکان‌یابی دهکده‏های گردشگری با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی و مدلSWOT(نمونه موردی: ساحل دریاچه کافتر)، مجله جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی، سال 22، شماره پیاپی 42، شماره2، 99-120صص.

4- سهراب،سیده‌منظر(1390)، زون‏بندی و تعیین اولویت مکانی فعالیت­های تفرجی با استفاده از مدل AHP (مطالعه موردی: پارک جنگلی تلار شهرستان قائم شهر). پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده منابع طبیعی ساری، ص. 120.

5- ضیائیان فیروزآبادی، پرویز، خالدی، شهریار، خندان،سکِنه وانوش علیزاده(1389)، پهنه‌بندی آکروکلیمایی مرکبات در استان لرستان با استفاده از مدل هم‏پوشانی شاخص و منطق فازی و مقایسه مدل‏ها. فصلنامه جغرافیایی آمایش. شماره 8..

6- ماهینی، عبدالرسول.، ریاضی، برهان، نعیمی، بابک، بابایی کفاکی، ساسان و عطیه جوادی لاریجانی (1388)، ارزیابی توان طبیعت‌گردی شهرستان بهشهر بر مبنای روش ارزیابی چند معیاره با استفاده از GIS، علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره یازدهم، شماره یک، 187 ـ 198 صص.

7- محمدپور،آیت و غلامرضا نادری (1389)، ارزیابی توان اکولوژیکی سرزمین برای توسعه گردشگری با استفاده ازGIS ، چهارمین همایش تخصصی مهندسی محیط زیست.

8- محمودی، بیت ا...و افشین دانه کار (1388)، تحلیل معیارها و عوامل محیطی‌ـ‌اکولوژیک موثربرتوان تفرجی سامان عرفی منج از طریق ارزیابی چندمعیاره(با بهره‌گیری از GIS)، مجله آمایش سرزمین، سال اول، صص55ـ 69.

9- مخدوم، مجید(1380)، شالوده آمایش سرزمین، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 289 ص.

10- Kumari, s. Behera, M, D. and H, R, Tewari, )2010): Identification of potential ecotourism sites in West District, Sikkim using geospatial tools, Tropical Ecology. 51: 75 ـ 85 pp.

11- Laurance, W.F., A. Alonso, M. Lee, and P. Campbell, (2006), Challenges for forest conservation in Gabon, central Africa. Futures 38:454-470.

12- Qiao, L. (2008), A model for suitability evaluation of tourism development for the suburban mining wasteland and its empirical research. Ecological Economy, 4:338-345.