بررسی اشتغال بخشهای اقتصادی با استفاده از مدل تغییر سهم و ضریب مکانی (LQ) (مورد: مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی )

نویسندگان

چکیده

مبحث اشتغال و پیچیدگی‌های آن در جامعه امروز ایران توجه بسیاری از دولتمردان، کارشناسان را به خود جلب کرده است. بخشهای اقتصادی از ارکان توسعة هر منطقه محسوب می‌شود. رشد بخشهای اقتصادی گویای پیشرفت هر منطقه است و برخورداری از هدف خاص برای فعالیت‌های اقتصادی در هر مکان، مشخص‌کننده پیشرفت آن مکان در یک زمینة خاص اقتصادی است. هدف از این مطالعه تعیین وضعیت اشتغال بخشها و گروه‌های عمده فعالیت‌های اقتصادی در مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی طی سالهای 75-1385 می‌باشد که بدین منظور با استفاده از روش تغییر سهم (Shift-Share) به تشخیص بخشهایی که مزیت نسبی دارند پرداخته شده است. لذا با به کارگیری ضریب مکانی (LQ)، بخشهای پایه که صادرکننده نیروی شاغل خود بوده‌اند، مشخص گردیده‌اند. نتایج حاصل نشان می‌دهد که بخشهای کشاورزی و صنعت کاهش رشد را داشته‌اند و بخش خدمات در استان بر بخشهای دیگر مسلط شده است. نرخ بیکاری در استان 58/10 می‌باشد. نرخ رشد در کل اقتصاد مرجع (آذربایجان غربی) برابر 568/0 است. ساختار بخشهای اقتصادی استان طی سالهای 85-1375 مثبت و دارای صعود بوده است. تمامی بخشهای اقتصادی به جز بخش صنعت که تا حدودی نزول داشته، از مرتبه بالایی برخوردار بوده‌اند. همچنین در سال 1375 در استان آذربایجان غربی بخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات واردکننده و در سال 1385 کلیه بخشها صادرکننده نیروی اشتغال بوده‌اند. بنابراین توجه هر چه بیشتر برنامه ریزان نسبت به دقت و حساسیت در هدف گذاری در بخشهای سه گانه لازم و ضروری است.

کلیدواژه‌ها


1- مقدمه و طرح مسأله

یکی از نهاده‌های مهم در فرایند تولید در اقتصاد، نیروی کار است و اشتغال نیروی کار برای سیاستگذاران اقتصادی از اهمیت بالایی برخوردار است و اشتغال‌زایی به‌عنوان هدفی مهم برای آنان به شمار می‌رود. در ایران، به دلیل ساختار اقتصاد آن، در دوره‌های گوناگون بیکاری به‌عنوان یک معضل اقتصادی مطرح بوده و در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور، اشتغال‌زایی در بخشهای گوناگون به‌عنوان راهبری برای دولتمردان مدنظر بوده است. این سیاست‌گذاری‌ها بر مبنای افزایش اشتغال در بخشهای گوناگون اقتصادی استوار بوده است (جلالی و همکاران، 1389: 136). نیروی انسانی که یکی از عوامل‏ اصلی در چرخه جریان اقتصادی و یک فاکتور کلیدی در دستیابی به توسعه پایدار می‏باشد و چنانچه‏ این محرک مادر در مسیر صحیح خود هدایت شود، می‏تواند ارزش افزوده مضاعفی را در تمام بخشهای‏ اقتصادی ایجاد نماید (متین نفس،1383: 27). در قرن حاضر اکثر کشورهای جهان با مسائل و مشکلات جذب نیروی انسانی آماده به کار به صورت مواجه هستند و این مسأله علاوه بر اتلاف منابع انسانی، مسائل و مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی را در پی دارد. از این رو این کشورها انواع برنامه و سیاست‌های متنوع را در بازار کار انتخاب کرده و اجرا می‌کنند. از آنجا که اقتصاد ایران با این مشکل به شدت دست به گریبان بوده و خواهد بود، شناسایی چالشهای موجود در این باب از اساسی ترین مسائل کشور خواهد بود(میرحبیبی، 1386: 11). به این ترتیب در اکثر سالهای قرن بیستم، همواره با بزرگ شدن اندازه دولتها و افزایش سهم هزینه‌های عمومی در اقتصاد، اشتغال نیز افزایش یافت. در بیشتر کشورها مخصوصا کشورهای جهان سوم، توزیع فعالیت‌های اقتصادی و اشتغال در شهرها متعادل نیست و به این معنی که بیشتر فعالیت‌های اقتصادی و اشتغال در شهرهای بزرگ و تعداد معدودی در شهرهای بزرگ متمرکز است و بقیه شهرها از کمبود این امکانات در مضیقه اند. این عدم تعادل در اشتغال، باعث مهاجرت به شهرهایی که امکانات بیشتری دارند می‌شود. این وضعیت، سیستم سکونتگاهی را از تعادل خارج می‌نماید. بنابراین برنامه ریزی و اجرای سیاست‌های اشتغال زایی نیازمند شناخت و توجه به تغییرات در ساختارهای اشتغال در طی سالهای گذشته و پیش بینی روند این تغییرات در آینده است (رضویان، 1383: 15).

مدل‌‌های تحلیلی ضریب مکانی و تغییر سهم، ابزار اصلی استنباط اقتصادی منطقه‌ای را از لحاظ تأثیر فعالیت‌های مختلف اقتصادی فراهم می‌آورند. این روش‌ها و تکنیک‌های تحلیلی به ارزیابی فعالیت‌های مذکور در ارتباط با یکدیگر و مقایسه با فعالیت‌های مشابه در مناطق دیگر کمک می‌کند. همچنین این مدل‌ها روشی برای شناسایی و تعیین فرصت‌ها و امکانات جهت تغییر ساختار اقتصاد منطقه در زمینه بهبود عملکرد آن فراهم می‌کند. در تحلیل‌های تغییر سهم، تغییر در اشتغال (تولید و...) یک شهر نسبت به تغییر در اشتغال (تولید و...) منطقه در طی یک دوره زمانی معین می‌تواند مزیت نسبی پویای یک بخش را در یک منطقه را تجزیه و تحلیل کند (مصری‌نژاد و همکاران، 1383: 110).

تحقیق حاضر در پی آن است که با به کارگیری روش تغییر سهم به تحلیل وضعیت اشتغال بخشها و گروه‌های عمده فعالیت‌های اقتصادی در مراکز شهری استان آذربایجان‌غربی در طی سالهای 85-1375 بپردازد. ضمن آن که ورود و خروج نیروی شاغل را از طریق شاخص ضریب مکانی(LQ) مورد برسی قرار می‌دهد. با توجه به اهمیت موضوع، سؤالی که مقاله حاضر به آنها خواهد پرداخت، عبارت است از: تحلیل‌های اشتغال که با توجه به مدل‌های تغییر سهم وضریب مکانی تحلیل شده است، چه روندی از تغییرات در اشتغال در استان را می‌سازند؟ بنابراین به منظور دستیابی به این هدف، اهداف اختصاصی زیر در نظرگرفته شده است:

- تعیین بالاترین و پایین‌ترین میزان اشتغال بخشهای عمده اقتصادی استان طی سالهای 85-1375

- بررسی میزان ضریب بیکاری در استان و مراکز شهرستانهای آن در سال 1385

- تعیین اختلاف رشد و تغییرات کل اشتغال در استان و مراکز شهرستانهای آن در سالهای 85-1375

- تعیین میزان خودکفایی، صدور و ورود نیروی کار در سطح اشتغال استان.

 

2- مبانی نظری تحقیق

شاخه‌های اقتصادی از ارکان توسعة هر منطقه محسوب می‌شود. رشد بخشهای اقتصادی گویای پیشرفت هر ناحیه و منطقه است و برخورداری از هدف و مسیری خاص برای فعالیت‌های اقتصادی در هر مکان مشخص‌کنندة پیشرفت آن مکان در یک زمینة خاص اقتصادی است. مهمترین بخشهای اقتصادی و شاخص‌های آن به شرح زیر است:

بخش کشاورزی: بخش کشاورزی یکی از بخشهای اصلی فعالیت‌های اقتصادی است که با وجود مزیتهای نسبی اقتصادی چشمگیر، از حیث توسعه اشتغال معمولا بخشی فروکاهنده و دارای محدودیت ارزیابی می‌شود. نگاهی به سهم اشتغال بخش کشاورزی در کشور نشان می‌دهد که در طی چهار دهه گذشته، سهم اشتغال بخش کشاورزی در کشور به گونه قابل‌توجهی کاهش یافته است (کرباسی و همکاران، 1387: 32-31)، مهمترین شاخص‌های اشتغال بخش کشاورزی که اساس مطالعات قرار می‌گیرند و در این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفته اند عبارتنداز: کشاورزی، شکار و جنگلداری و شاخص شیلات.

بخش صنعت: صنعت یکی از مهمترین عناصر و عوامل رشد و توسعه اقتصادی می‌باشد رشد و توسعه بخش صنعت، زمینه و امکان رشد و توسعه سایر بخشها از جمله کشاورزی، بهداشت و درمان، حمل و نقل و انرژی را فراهم می‌کند. بنابراین بخش صنعت در تحولات اقتصادی کشور نقش کلیدی ایفا می‌کند و به واسطة اهمیتی که در ایجاد تقاضا و تأمین مواد اولیه، کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای با منشأ صنعتی برای بخشهای مختلف اقتصاد دارد، می‌تواند به نقش کلیدی خودکفا عمل کند (پدرام و همکاران، 1387: 143). شاخص‌های اشتغال در بخش صنعت که اساس مطالعه اشتغال در این مقاله می‌باشند عبارتند از: استخراج معدن، صنعت (ساخت)، تأمین برق، آب گاز و بخش ساختمان.

بخش خدمات: بخش خدمات از ارکان اساسی فعالیت‌های اقتصادی است. این بخش با ظهور شهرنشینی شکل می‏گیرد و با گسترش شهرنشینی پوشش وسیعتری می‏یابد. در حال حاضر سیاست‌گذاران اقتصادی در کشورهای در حال توسعه باید به این نکته توجه داشته‏ باشند دیگر نمی‏توان‏ محورهای توسعه را تنها در بخش کشاورزی یا  صنعت‏ جستجو کرد، بلکه باید به کمک نوآوریهای فنی، بخش‏ خدمات را در فرآیند توسعه اقتصادی در یک موقعیت‏ استراتژیک قرار داد(حکیمیان، 1378: 33). مهمترین شاخص‌های بخش خدمات عبارتند از: عمده فروشی، خرده‌فروشی، تعمیر وسایل نقلیه موتوری و کالاهای شخصی؛ هتل و رستوران؛ حمل و نقل، انبارداری و ارتباطات؛ واسطه‌گریهای مالی؛ مستغلات، اجاره و فعالیت‌های کسب وکار، اداره امورعمومی، دفاع و تأمین‌اجتماعی اجباری؛ آموزش؛ بهداشت و مددکاری اجتماعی؛ سایر فعالیت‌های خدمات عمومی، اجتماعی و شخصی؛ فعالیت‌های خانوارهای دارای مستخدم و فعالیت‌های تولیدی غیر قابل تفکیک؛ سازمانها و هیئت‌های ‌‌برون مرزی؛ ادارات و دفاتر مرکزی.

در ادامه به مهمترین نظریات اقتصادی در مورد اشتغال بخشهای اقتصادی مرتبط با موضوع مقاله اشاره می‌گردد:

یکی از بهترین نظریات در خصوص اشتغال بخشهای اقتصادی توسط کوزنتس انجام شده است. کوزنتس معتقد است در بسیاری از کشورها، از سهم عامل نیروی کار در تولید محصولات کشاورزی کاسته ‌شده، در حالیکه سهم نیروی‌کار شاغل در بخش صنعت در تمام کشورهای مورد مطالعه روند صعودی داشته است. همچنین بهره‌وری عوامل تولید در بخش کشاروزی با نرخی مشابه با میانگین بهره‌وری ملی افزایش یافته ولی بهره‌وری در بخش صنعت با سرعت بیشتری از میانگین بهره‌وری کل اقتصاد رشد کرده و نهایتا اینکه نرخ رشد بهره‌وری در بخش خدمات کمتر از میانگین رشد بهره‌وری برای کل اقتصاد بوده‌است (بختیاری و همکاران، 1380: 57).

 راگنار نورکس از نظریه‌پردازان رشد متعادل اقتصادی بر این باور است که سطح درآمدهای پایین در کشورهای توسعه نیافته، بازتاب بازدهی یا توان تولید در سطح پایین است و ابراز می‌دارد، که با تجمع مهارت‌های تکنیکی در بخش کشاورزی می توان این نیروهای کار مازاد را از بخش کشاورزی به سایر بخشهای اقتصادی منتقل کرد تا اشتغال کامل بدست آید (زیاری،1380: 92).

نظریه‌های کینز از اواسط دهه 1920 در انگلستان و سپس در کشورهای دیگر رواج یافت و در سال 1936 با انتشار کتاب نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول شهرت جهانی کسب نمود. کینز معتقد بود که دولت می‌بایست برای رسیدن به اشتغال کامل در اقتصاد دخالت نماید. کینز برخلاف نظریات اقتصاد کلاسیک، منتقد رویکرد به اقتصاد آزاد بود. وی این نظریه را که جامعه در حالت تعادل به اشتغال کامل می‌رسد، رد کرد و اعتقاد داشت که سطح اشتغال با میزان تولید و میزان تولید با میزان تقاضای موثر (یعنی میزان خرید کالاها و خدمات) ارتباط مستقیم دارد. بنابراین به نظر وی تأمین اشتغال کامل و کار برای همه به مراتب مهمتر از تعادل در درآمدها و هزینه‌های دولت است (خداپرست‌مشهدی وهمکاران، 1391: 93).

روند تاریخی تحولات بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات نشان دهنده اهمیت بالای بخش کشاورزی در دوران اقتصاد سنتی و عدم وجود فعالیت‌های صنعتی و خدماتی بوده است، لذا عمده نیروی کار شاغل، در بخش کشاورزی فعالیت داشته‌اند (قویدل، 1387: 94). ولی به تدریج از اهمیت بخش کشاورزی کاسته شده و سهم آن به نفع بخش صنعت تقلیل یافته است. این روند همچنان ادامه داشته، ولی در یکی دو دهه‏ اخیر این تغییر ساختار بیشتر متوجه بخش خدمات بوده، که نقش عمده‏تری در تولید اشتغال کسب نموده است. به طوری که در کشورهای صنعتی نزدیک به80% از شاغلان بخش‏ کشاورزی و صنعت طی چهار دهه به بخش خدمات منتقل شده‏اند (عبیری،1384: 42).

 

3- پیشینه تحقیق

به لحاظ اهمیت بالای اشتغال، به عنوان یکی از متغیرهای موثر در هر اقتصادی و از سوی دیگر، به دلیل روند اجتناب ناپذیر جهانی شدن، مطالعات گوناگونی در داخل وخارج کشور با مدل تغییر سهم به بررسی اشتغال پرداخته شده است. در ادامه به برخی از مطالعات داخلی و خارجی در این زمینه اشاره می‌شود:

کلوسترمن(2001) در مقاله‌ای با عنوان تجزیه و تحلیل پویای تغییر سهم نشان داد که رویکرد ایستای مقایسه‌ای، تغییرات مستمر در هر دو ترکیب صنایع و اندازه کل اشتغال منطقه در دوره مورد بررسی را محاسبه نمی‌کند، که این مشکل را می‌توان از طریق تحلیل‌های پویا و به کارگیری آمار سالیانه از بین برد(2001,Klosterman). صباغ کرمانی(2001) در تحقیقی با عنوان بررسی نابرابریهای منطقه‌ای اشتغال در استانهای ایران با هدف تغییر نگاه در نابرابری‌های منطقه ای با روش تغییر سهم و ارزش افزوده در نرخ رشد تولید ناخالص داخلی و شاخص ویلیامسون مشخص کردند که نابرابری اشتغال در استانهای مختلف ایران در طول مدت زمان مطالعه کاهش یافته است (2001:1,Kermani).

مصری نژاد و همکاران(1383) در مقاله‌ای تحت عنوان تجزیه و تحلیل ساختار اشتغال در بخشهای عمده اقتصادی مناطق شهری ایران با روش تغییر سهم و استفاده از ضریب مکانی نشان دادند که بخشهای معدن، ساختمان، آب و برق و گاز، عمده فروشی، حمل و نقل وخدمات مالی از میان ده بخش عمده فعالیت شهرهای کشور دارای اثر رقابتی مثبت می‌باشند و در این فعالیت‌ها اثر ترکیب بخشی نیز مثبت است بنابراین انتظار بر آن است که در آینده این بخشها نقش بسیار مهمی در اشتغال شهرها خواهند داشت.

اکبری و همکاران(1382) در مقاله‌ای با عنوان بررسی وضعیت اشتغال در بخشهای عمده اقتصادی استان اصفهان در طی دوره (75-1365) با رهیافت تغییر سهم و شاخص LQ و با هدف تعیین وضعیت اشتغال بخشها و گروه‌های عمده فعالیت نشان دادند که بخشهای معدن، ساختمان و خدمات مالی از میان 10 بخش عمده فعالیت استان اصفهان دارای اثر رقابتی مثبت می‌باشند و در این فعالیت‌ها اثر ترکیب بخشی نیز مثبت است. بنابراین انتظار بر آن است که در آینده این بخشها نقش بسیار مهمی در اشتغال منطقه خواهند داشت. در سال 65 به غیر از بخش صنعت، آب و برق و گاز، عمده فروشی و خدمات اجتماعی، سایر بخشها در گروه فعالیت‌های غیرپایه قرار داشتند و در سال 75 بخش خدمات اجتماعی نیز به گروه فعالیت‌های غیرپایه تعلق یافته است.

فرهودی و همکاران(1385) در مقاله‌ای با عنوان تحلیل و پیش بینی وضعیت اشتغال در شهر سنندج با استفاده از مدل تغییر سهم، ضریب مکانی و ضریب جینی نشان دادند که غلبه بخش خدمات در تمام دوره‌های مورد مطالعه مشهود است و با توجه به جمعیت و نیز تعداد شاغلین پیش‌بینی شده، لازم است فرصت‌های شغلی به سمت گروه‌های دیگر از جمله کشاورزی و صنعت سوق داده شود. همچنین نظر به نتایج مدل ضریب مکانی بخشهای اقتصادی، ضعف‌های اساسی در بخشهای حیاتی اقتصاد استان از جمله صنعت و معدن و کشاورزی مشهود است.

اسفندیاری و همکاران (1388) در تحقیقی تحت‌عنوان بررسی اشتغال‌زایی بخشهای اقتصادی ایران با تاکید بر بخش کشاورزی با به کارگیری آخرین جدول داده - ستانده ایران (1380) مشخص کردند که از 35 بخش اقتصاد ایران تنها 7 بخش کشش اشتغال بیشتر از کشش تولید دارند و این، هم جهت با نظریه صندوق بین‌المللی پول است که بیان می‌دارد به رغم نرخ رشد بالای تولید در ایران، نرخ رشد اشتغال ناچیز است.

حائری(1388) در مقاله‌ای با عنوان  بررسی اشتغال در استان تهران و شهرستانهای آن برپایه مدل تغییر سهم نشان دادند که طی دوره زمانی 75-1355 استان تهران فقط در فعالیت‌های خدمات دارای رشد بالاتر از رشد مورد انتظار بوده است. طی این دوره فعالیت‌های کشاورزی دارای ساختار منفی بوده‌اند که نشان دهنده آن است که ترکیب فعالیت‌های مذکور مطلوب نبوده است، اما فعالیت‌های دیگر از ترکیب مطلوبی برخوردار بوده است. تغییرات ناشی از مزیت نسبی فعالیت‌های دیگر از ترکیب مطلوبی برخوردار بوده است.

 

4- روش پژوهش

روش تحقیق مطالعه حاضر تحلیلی، اسنادی و کتابخانه‌ای است. آمار و اطلاعات پژوهش حاضر از نتایج سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن 1375 و 1385 مرکز آمار ایران و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان آذربایجان غربی جمع آوری شده است. در بخش یافته‌های تحقیق، داده‌های بخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات به صورت مقایسه‌ای بین سالهای 1375و 1385 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

همچنین داده‌های بخشهای عمده اقتصادی بوسیله فرمول نرخ بیکاری و استفاده از مدل تغییر سهم با سه عنصر، رشد کل اقتصاد مرجع (A)، رشد نسبی بخشهای اقتصادی درکل اقتصاد مرجع (B) و عملکرد هر بخش در شهر نسبت به عملکرد همان بخش در سطح مرجع (C) و شاخص ضریب مکانی (LQ) به صورت زیر مورد ارزیابی قرار گرفته است:

برای محاسبه نرخ بیکاری و ارتباط آن با اشتغال در سال 1385 از فرمول نرخ بیکاری به صورت زیر استفاده شده است:

u: نرخ بیکاری    U: تعداد بیکاران     L: تعداد شاغلین    N: جمعیت فعال                  

 

روش تغییر سهم یکی از روشهای کاربردی در علوم منطقه‌ای می باشد که برای درک عدم تعادل در سطح منطقه‌ای و بر محور مقایسه تغییرات در دو سطح متفاوت مورد استفاده قرار می‌گیرد. اساس آن بر این ایده استوار است که اختلاف رشد و نابرابریهای در هر منطقه را با متوسط سطح بزرگتر آن مورد ارزیابی قرار می‌دهد (2000: 177,Knudsen) این اختلاف که ممکن است مثبت یا منفی باشد، بیانگر تغییر مکان یا جابجایی سهم اقتصاد شهر در اقتصاد مرجع است. این جابجایی سهم ناشی از سه عنصر زیر می‌تواند باشد:

 

1- عنصر رشد کل اقتصاد مرجع(A)

این عنصر سنجه‌ای است برای اندازه گیری کل تغییرات اشتغال در سطح اقتصاد مرجع در دو یا یک دوره (85-1375) را نشان می‌دهد و رابطه آن به شرح زیراست:

 

                          کل اشتغال در اقتصاد مرجع=  

 

 

 

2- عنصر رشد نسبی بخشهای اقتصادی در کل اقتصاد مرجع (B)

این عنصر رشد یا نزول نسبی هر بخش اقتصاد را در کل اقتصاد مرجع اندازه گیری می کند. مثبت یا منفی بودن این سنجه به معنای صعود یا نزول آن بخش درکل اقتصاد مرجع ست(زیاری،1381: 147) فرمول کلی آن به شرح زیر است:

                     

                             در اقتصاد مرجع  اشتغال در بخش =

 

3- عنصر عملکرد هر بخش در شهر نسبت به عملکرد همان بخش در سطح مرجع(C)

این سنجه موقعیت رقابتی هر بخش اقتصادی شهر را در  در مقایسه با اقتصاد مرجع اندازه گیری می‌کند. مثبت بودن آن به مفهوم سرعت رشد بیشتر آن نسبت به اقتصاد مرجع و منفی بودن آن به مفهوم عقب ماندگی آن است (همان،1381: 148). فرمول کلی آن به قرار زیر است:

 

      درسطح مرجع  اشتغال در بخش =

 =اشتغال در بخش   درسطح مرجع

مجموعه نتایج حاصل از سه فرمول مذکور بیانگر تغییرات اشتغال در هر بخش اقتصادی شهر می‌باشد. فرمول کلی آن به شرح زیر است:

 

پس از اینکه ضرایبA,B ,C مشخص شد با استفاده از رابطه زیر به پیش بینی اشتغال در 10 سال آینده اقدام شده است:

 

  اشتغال سال پایه در بخش =  اشتغال دوره بعد در بخش

روش ضریب مکانی(Location Queficient- LQ) یکی از روش‌های متداول تجزیه و تحلیل و بررسی جریانها و روابط بین منطقه‌ای می‌باشد و غالبا برای بررسی روابط واردات و صادرات منطقه‌ای استفاده می‌شود. این روش چندان نیاز به گرداوری جامع اطلاعات و آمار ندارد و فقط وسیله‌ای است برای مقایسه سهم نسبی یک فعالیت ویژه در منطقه با سهم نسبی آن فعالیت در سطح ملی(معصومی اشکوری، 1385: 104). در این ضریب در صورت کسر مقدار نیروی کار را در بخش i نسبت به کل میزان اشتغال نیروی کار را در شهر و مخرج کسر همان نسبت را برای بخش i در سطح منطقه را به صورت معادله زیرنشان می‌دهد:

 

 = ضریب مکانی اشتغال در شهر در بخشi

= اشتغال منطقه در بخش i

  = اشتغال شهردر بخش i   

   =کل اشتغال شهر در بخش i

    = کل اشتغال منطقه

اگر 1 L.Q= باشد منطقه خودکفاست. اگر 1L.Q باشد منطقه وارد کننده نیروی شاغل است و مقدار این فعالیت‌ها  اقتصاد غیر پایه‌ای یا تبعی است.

 

5- محدوده مورد مطالعه

استان آذربایجان غربی با مساحتی بالغ بر 43660 کیلومتر مربع (با احتساب دریاچه ارومیه) که 65/2 درصد مساحت کل کشور را تشکیل می‌دهد، بین 44 درجه و3 دقیقه تا 47 درجه و24 دقیقه طول شرقی و 36 درجه و 5 دقیقه تا 39 درجه و 46 دقیقه عرض شمالی، در شمال غربی ایران واقع شده است. این استان از شمال به جمهوری نخجوان و کشور ترکیه و از غرب به استان آذربایجان شرقی و از جنوب به استان کردستان و از غرب به کشورهای ترکیه و عراق محدود می‌شود. بر اساس تقسیمات کشوری سال 1386 استان آذربایجان غربی دارای 17 شهرستان، 40 بخش، 36 شهر، 113 دهستان و 3031 آبادی دارای سکنه می‌باشد(سالنامه آماری استان آذربایجان غربی، 1386: 3)

 

 

شکل (1): موقعیت فضایی استقرار شهرستانهای استان آذربایجان غربی در کشور ایران

ترسیم کننده:  نگارندگان

 

جدول (1): شاغلین مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی در بخشهای سه گانه در سال 1375

مراکز شهرستان

کشاورزی

صنعت

خدمات

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

ارومیه

6186

51/5

32705

13/29

71617

9/63

اشنویه

-

-

-

-

-

-

بوکان

2225

29/8

11280

01/42

13040

57/48

پیرانشهر

506

12/8

2118

99/33

3461

58/55

تکاب

1169

33/11

4185

74/40

4817

79/63

چالدران

-

-

-

-

-

-

خوی

4744

95/10

13837

95/31

21072

35/55

سلماس

2943

16

4163

63/22

11064

05/60

سردشت

210

16/3

1407

79/21

4942

26/74

شاهین دژ

513

25/7

2552

07/36

3967

06/56

ماکو

1476

09/9

4585

25/28

10054

95/61

مهاباد

1005

83/3

7737

57/29

16871

47/64

میاندواب

1473

88/6

7178

33/19

12447

13/58

نقده

2525

74/11

5885

35/27

12845

74/59

کل

24975

89/7

97632

83/30

186188

77/59

308795

مأخذ: سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375

 

 

6- یافته‌ها

در سال 1375 از مجموع 308795 هزار نفر شاغل در بخشهای مختلف اقتصادی استان، 24975 نفر در بخش کشاورزی (89/7)، 97632 نفر در بخش صنعت(83/30) و 186188 نفر در بخش خدمات(77/59) مشغول به فعالیت بوده‌اند، که بیشترین شاغلین مربوط به بخش خدمات می‌با شد. همچنین در بررسی وضعیت اشتغال در بخشهای مختلف اقتصادی در سال 1385، از مجموع 484466 نفر شاغل در بخشهای اقتصادی، بخش کشاورزی با39390 نفر(79/7 )، یعنی 10/ درصد کاهش نسبت به بخش کشاورزی در سال 1375، بخش صنعت با جمعیت 146395 نفر(48/29)، با یک درصد کاهش و بخش صنعت با جمعیت 298681 نفر(15/60)، با 38/ درصد افزایش نسبت به سال 1375 قرار دارند(جدول 1و 2).

 

جدول (2): شاغلین مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی در بخشهای سه گانه  در سال 1385

مراکز شهرستان

کشاورزی

صنعت

خدمات

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

ارومیه

9813

60/5

54862

36/31

106529

90/60

اشنویه

1493

52/16

2019

34/22

5298

63/58

بوکان

3555

32/8

14455

82/33

24050

56/31

پیرانشهر

1404

47/8

4164

13/25

10784

08/65

تکاب

1198

51/9

4519

89/35

6700

22/53

چالدران

609

84/13

1356

81/30

2243

97/50

خوی

6654

60/10

18406

33/29

35713

91/56

سلماس

3266

73/12

5698

22/22

15944

19/62

سردشت

684

37/4

3222

61/20

11239

91/71

شاهین دژ

1.16

81/7

4593

31/35

7167

10/55

ماکو

1110

98/4

5723

69/25

14251

98/63

مهاباد

1826

02/5

10138

01/28

23283

04/64

میاندواب

3575

62/9

11760

67/31

21126

89/56

نقده

3187

53/13

5480

26/2

14354

94/60

کل

39390

93/7

146395

48/29

298681

15/60

484466

مأخذ: سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385

 

 

شکل (2):‌ شاغلین مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی در بخش کشاورزی در سالهای 85-1375

 

شکل (3): شاغلین مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی در بخش صنعت در سالهای 85 – 1375

 

 

شکل (4): شاغلین مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی در بخش خدمات در سالهای 85 – 1375

 

 

7- تجزیه و تحلیل داده‌ها

7-1- نرخ بیکاری

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرمول نرخ بیکاری نشان می‌دهد که نرخ بیکاری در استان آذربایجان غربی 58/10 درصد می‌باشد. بر این اساس بالاترین نرخ بیکاری در استان به شهر سلماس با 857/12 و کمترین نرخ بیکاری به شهر سردشت با 346/1 اختصاص دارد (جدول 3). بنابراین مشاهده می‌شود که اختلاف نرخ بیکاری بین بعضی از شهرهای استان بالا بوده به طوریکه اختلاف در بعضی شهرها به 11% می‌رسد.

7-2- مدل تغییر سهم (Shift-Share)

در اینجا با استفاده از روش تغییر سهم، تغییرات ساختار اشتغال در مراکز شهرستان‌های استان آذربایجان غربی را به شرح زیر مورد برسی قرار می‌دهیم.

برابر محاسبات انجام شده که در جدول4 ارائه شده است نرخ رشد کل اقتصاد مرجع(آذربایجان غربی) برابر 568/0 است (568/0A=).

 

جدول (3): برآورد درصد نرخ بیکاری در مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی در سال 1385

مراکز شهرستان

جمعیت فعال(n)

تعداد شاغلین(L)

تعداد بیکاران(U)

درصد نرخ بیکاری

ارومیه

191972

171204

20768

818/10

اشنویه

9689

8810

879

072/9

بوکان

47299

42060

5239

076/11

پیرانشهر

17621

16352

1269

2013/7

تکاب

12588

12417

171

3584/1

چالدران

4476

4208

268

987/5

خوی

68343

60773

7570

076/11

سلماس

28583

24908

3675

857/12

سردشت

14338

14145

193

346/1

شاهین دژ

14198

12776

1422

015/10

ماکو

23816

21084

2732

471/11

مهاباد

30378

35247

4131

490/10

میاندواب

41349

36461

4888

821/11

نقده

25652

23021

2631

256/10

مأخذ: محاسبات آماری نگارند گان

 

 

مطابق داده‌های جدول 4 ساختار بخشهای اقتصادی استان(B) طی دوره 85-1375 مثبت و دارای صعود بوده و در سطح بالایی قرار داشته است. تمامی بخشهای اقتصادی به جز بخش صنعت (06/0-) که اندک نزول داشته از مرتبه بالایی برخوردار بوده‌اند. در میان بخشهای اقتصادی استان بخش خدمات (03/0) وضعیت بهتری نسبت به بخشهای دیگر استان داشته است.

در تحلیل عنصر عملکرد هر بخش در شهر(C) در بین شهرهای استان در بخش کشاورزی شهرهای ارومیه (009/)0، بوکان (02/0)، پیرانشهر(19/1)، سردشت(67/1)، شاهین (40/0)، مهاباد(23/0) و میاندواب (84/0) دارای صعود و ضریب مثبت بوده‌اند. و شهرهای تکاب(55/0-)، خوی (17/0-)، سلماس(46/0-)، ماکو(82/0-) و نقده(31/0-) دارای نزول و ضریب منفی بوده‌اند(جدول4).

در تحلیل عنصر عملکرد هر بخش در شهر(C) در بین شهرهای استان در بخش صنعت شهرهای ارومیه(17/0)، سردشت (79/0)، شاهین دژ(30/0) و میاندواب(13/0) دارای صعود و ضریب مثبت بوده‌اند. و شهرهای بوکان (21/0-)، تکاب (41/0-)، خوی(16/0-)، سلماس(13/0)، ماکو (25/0-)، مهاباد(18/0-) و نقده(56/0-) دارای نزول و ضریب منفی بوده‌اند(جدول4).

در تحلیل عنصر عملکرد هر بخش در شهر(C) در بین شهرهای استان در بخش خدمات شهرهای بوکان(24/0)، پیرانشهر (51/1)، خوی(09/0)، سردشت(66/0)، شاهین دژ (20/0) و میاندواب(09/0) دارای صعود و ضریب مثبت بوده و شهرهای ارومیه(11/0-)، تکاب(21/0-)، سلماس(16/0-)، ماکو (18/0-)، مهاباد(22/0-) و نقده(48/0-) دارای نزول و ضریب منفی بوده‌اند(جدول4).

لازم به ذکر است در هر سه بخش شهرهای پیرانشهر، سردشت، شاهین دژ و میاندواب دارای صعود و ضریب مثبت بوده و شهرهای تکاب، سلماس، ماکو و نقده دارای نزول و ضریب منفی بوده‌اند.

در بررسی تغییرات اشتغال(A+B+C) در هر بخش اقتصادی در بخش کشاورزی بالاترین ضریب مثبت به شهر سردشت (23/2) و پایین‌ترین ضریب به شهر ماکو(82/0-) اختصاص دارد. در بخش صنعت بالاترین ضریب مثبت به شهر سردشت(29/1) و پایین‌ترین به شهر نقده(06/0-) مربوط است. همچنین در تحلیل تغییرات اشتغال بخش خدمات شهر پیرانشهر(1/2) بالاترین و شهر نقده (11/0) کمترین صعود را داشته است(جدول4).

نتایج حاصل از تحلیل تغییر سهم نشان می دهد عنصر عملکرد (c) در بخش کشاورزی در سطح کل استان 17/0 بوده که نشان دهنده ضریب مثبت و سیر صعودی این بخش، بخش صنعت با 08/0- دارای ضریب منفی و نزولی و بخش خدمات با 11/0 دارای ضریب مثبت و روند صعودی بوده است. بنابراین مشاهده می‌شود که در دوره 75-1385 بخش صنعت سهم خود را در مقابل بخشهای کشاورزی و خدمات از دست داده و دارای نقش نزولی و منفی بوده است. همچنین تحلیل تغییرات اشتغال (A+B+ C) در سطح کل استان نشان می‌دهد که بخش کشاورزی با 73/0، بخش صنعت با 41/0 و بخش خدمات با 70/0 دارای ضریب مثبت و صعودی بوده‌اند.

پس از اینکه ضرایب A,B ,C مشخص شد می‌توان با استفاده از رابطه زیر به پیش بینی اشتغال اقدام نمود.

 

اشتغال سال پایه در بخش =  اشتغال دوره بعد در بخش

که پیش بینی اشتغال سال 95 در هر بخش برابر است با مجموع عدد بدست آمده از رابطه فوق و تعداد شاغلان هر بخش در سال 85.

با انجام محاسبات بالا تعداد شاغلین که اضافه و یا کم خواهندشد، بدست می‌آید و اعداد بدست آمده را اگر با تعداد شاغلین بخش در دوره قبل جمع و یا تفریق کنیم عدد بدست آمده تعداد شاغلین پیش بینی شده برای هر بخش و هر دوره را نشان می‌دهد(جدول5).

 

 

جدول (4): وضعیت اقتصادی بخش‌های مختلف اقتصادی استان آذربایجان غربی بر مبنای اقتصاد مرجع( 85-1375)

مراکز شهرستان

عناصر مدل تغییر سهم

A

کشاورزی

صنعت

خدمات

B

C

A+B+C

B

C

A+B+C

B

C

A+B+C

ارومیه

56/0

008/0

009/0

57/0

06/0-

17/0

67/0

03/0

11/0-

48/0

اشنویه

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

بوکان

56/0

008/0

02/0

58/0

06/0-

21/0-

29/0

03/0

24/0

83/0

پیرانشهر

56/0

008/0

19/1

75/1

06/0-

46/0-

04/0

03/0

51/1

1/2

تکاب

56/0

008/0

55/0-

01/0

06/0-

41/0-

09/0

03/0

21/0-

38/0

چالدران

-

-

-

-

-

-

-

-

-

-

خوی

56/0

008/0

17/0-

39/0

06/0-

16/0-

34/0

03/0

09/0

68/0

سلماس

56/0

008/0

46/0-

10/0

06/0-

13/0-

37/0

03/0

16/0-

43/0

سردشت

56/0

008/0

67/1

23/2

06/0-

79/0

29/1

03/0

66/0

25/1

شاهین دژ

56/0

008/0

40/0

96/0

06/0-

30/0

8/0

03/0

20/0

79/0

ماکو

56/0

008/0

82/0-

25/0-

06/0-

25/0-

25/0

03/0

18/0-

41/0

مهاباد

56/0

008/0

23/0

79/0

06/0-

18/0-

32/0

03/0

22/0-

37/0

میاندواب

56/0

008/0

84/0

40/1

06/0-

13/0

63/0

03/0

09/0

68/0

نقده

56/0

008/0

31/0-

25/0

06/0-

56/0-

06/0-

03/0

48/0-

11/0

کل

56/0

008/0

-

-

06/0-

-

-

03/0

-

-

مأخد: محاسبات آماری نگارندگان

 

 

 

 

 

 

 


 

جدول (5): پیش بینی اشتغال و میزان تغییرات آن در سال 1395 با توجه به ضرایب A,B ,C

مراکز شهرستان

میزان تغییرات اشتغال از 1385 تا 1395

پیش بینی اشتغال سال 1395

کشاورزی

صنعت

خدمات

کشاورزی

صنعت

خدمات

ارومیه

5593.41

36757.54

51133.92

15406.41

91619.54

157662.92

اشنویه

-

-

-

1493

2019

5298

بوکان

2061.9

4191.95

19961.5

5616.9

18646.95

44011.4

پیرانشهر

2457

166.56

22646.4

3861

4330.56

33430.4

تکاب

11.98

4067.1

2546

1209.98

8586.1

9246

چالدران

-

-

-

609

1356

2243

خوی

2595.06

6258.04

24284.84

9249.06

24644.04

59997.84

سلماس

326.6

2108.26

6855.92

3592.6

7806.26

22799.92

سردشت

1525.32

4156.38

14048.75

2209.32

7378.38

25287.75

شاهیندژ

111.36

3674.4

5661.93

227.36

8267.4

12828.93

ماکو

-277.5

1430.75

584291

832.5

7153.75

20093.91

مهاباد

1442.54

3244.16

8614.71

3265.54

13382.16

31897.71

میاندواب

5005

7408.8

14365.68

8580

19168.8

35491.68

نقده

796.75

-328.8

1578.94

3983.75

5151.2

15932.94

مأخد: محاسبات آماری نگارندگان

 


7-3- مدل ضریب مکانی (Location Queficient- LQ)

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل ضریب مکانی(LQ) نشان می‌دهد که در سال 1375 در بخش کشاورزی، شهر تکاب از نظر نیروی‌کار خودکفا، شهرهای بوکان، خوی، سلماس و ماکو نقده صادرکننده نیروی‌کار و شهرهای ارومیه، پیرانشهر، سردشت، شاهین دژ، مهاباد و میاندواب وارد کننده نیروی کار بوده‌اند. در بخش صنعت شهرهای بوکان، تکاب، خوی، شاهین دژ، میاندواب صادرکننده نیروی‌کار و شهرهای ارومیه، پیرانشهر، سلماس، سردشت، ماکو، مهاباد و نقده واردکننده نیروی کار بوده‌اند. همچنین در بخش خدمات شهرهای سلماس و نقده از نظر نیروی کارخودکفا و شهرهای ارومیه، سردشت، ماکو و مهاباد صادرکننده نیروی‌کار و شهرهای بوکان، پیرانشهر، تکاب، شاهین دژ و میاندواب واردکننده نیروی کار بوده‌اند. در سال 1385، در بخش کشاورزی هیچ کدام از شهرهای استان خودکفا نبوده‌اند. به طوریکه شهرهای اشنویه، بوکان، پیرانشهر تکاب، چالدران، خوی، سلماس، میاندواب و نقده صادرکننده نیروی اشتغال و شهرهای ارومیه سردشت، شاهین دژ، ماکو و مهاباد وارد کننده نیروی کار بوده‌اند. در بخش صنعت شهر خوی خودکفا، ارومیه، بوکان، تکاب، چالدران، شاهین‌دژ و میاندواب صادرکننده و شهرهای اشنویه، پیرانشهر، سلماس، سردشت، ماکو، مهاباد و نقده وارد کننده نیروی کار بوده‌اند. در بخش خدمات شهر ارومیه خودکفا و شهرهای پیرانشهر، سلماس، سردشت، مهاباد و نقده صادرکننده و شهرهای اشنویه،بوکان، تکاب، چالدران، خوی، شاهین دژ، ماکو و میاندواب واردکننده نیروی اشتغال بوده‌اند (جدول6).

 

8- جمع بندی و نتیجه گیری

بررسی‌های انجام شده بر روی وضعیت اشتغال استان آذربایجان غربی مشخص شده که تفاوت‌های بارزی در بین بخشهای اقتصادی وجود دارد؛ به طوری که بخش خدمات بالاترین درصد اشتغال را داشته و درصد اشتغال آن در سال 1385 نسبت به سال 1375 بالاتر رفته، در حالی که درصد اشتغال در بخش‌های صنعت و کشاورزی در سال 1385 نسبت به سال 1375 کاهش نشان داده است. بنابراین نتایج حاصل مطالعات فوق نشان می‌دهد که:

- در هر دو سال 1375 و 1385، بخش کشاورزی در بین بخشهای دیگر کمترین درصد شاغلین را در استان به خود اختصاص داده است.

- در سالهای 1375و 1385، بخش خدمات از نظر درصد اشتغال در بالاترین رتبه در بین شاخص‌های دیگر قرار گرفته است.

- در هر دو سال 1375 و 1385 درصد شاخص‌های اشتغال بخش کشاورزی و صنعت سیر نزولی و درصد شاخص‌های بخش خدمات در حال افزایش بوده است.

- با ادامه روند فعلی درصد بخش کشاورزی و بخش صنعت کماکان کاهش رشد را نشان می‌دهند و در انزوا قرار می‌گیرند و بخش خدمات در استان بر بخش‌های دیگر مسلط خواهد شد.

- میزان بیکاری در استان آذربایجان غربی 58/10 درصد است و این در حالی که بالاترین نرخ  به شهر سلماس و کمترین به شهرسردشت اختصاص دارد، که لزوم توجه به مسأله اشتغال شهرهای که رشد بالای بیکاری دارند یکی از مهمترین ضروریات استان می‌باشد.

- نتایج حاصل از مدل تغییرسهم نشان می‌دهد که نرخ رشد کل اقتصاد مرجع(A) برابر 56/0 است. ساختار بخشهای اقتصادی استان(B) در بخش کشاورزی008/0، در بخش صنعت 06/0- و در بخش خدمات 03/0 درصد بوده که نشان دهنده نزول بخش صنعت در مقایسه با بخشهای دیگر می‌باشد. همچنین در تحلیل عنصر عملکرد هر بخش در شهر (C)، شهر سردشت دارای بیشترین ضریب مثبت و روند صعودی بوده و شهر نقده با بیشترین ضریب منفی بیشترین نزول را در بخشهای سه گانه در بین شهرهای استان داشته است.

- نتایج حاصل از ضریب مکانی(LQ) نشان می‌دهد که در سال 1375 در استان آذربایجان غربی بخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات وارد کننده و در سال 1385 کلیه بخشها صادر کننده نیروی کار بوده‌اند.

بنابراین مسؤلان با شناخت بخ‌های پایه و فعالیت‌هایی که از مزیت نسبی برخوردار می‌باشند باید به گونه‌ای استراتژی ها و سیاست‌های خود را اتخاذ کند که اولویت سرمایه گذاری در فعالیت‌های پایه و اصلی باشد و سیاست‌های اشتغالزا در شهرها به سمت این بخش‌ها هدایت شوند.

 

 

جدول (6): تغییرات بخشهای پایه‌ای مراکز شهرستانهای استان آذربایجان غربی طی سالهای 85-1375

مراکز شهرستان

1375

1385

ضریب مکانی   ( LQ)

ضریب مکانی ( LQ)

کشاورزی

صنعت

خدمات

کشاورزی

صنعت

خدمات

ارومیه

69/0

93/0

07/1

70/0

06/1

1

اشنویه

-

-

-

08/2

75/0

97/0

بوکان

03/1

30/1

81/0

03/1

13/1

92/0

پیرانشهر

65/0

70/0

60/0

05/1

84/0

06/1

تکاب

1

30/1

78/0

18/1

20/1

87/0

چالدران

-

-

-

77/1

06/1

86/0

خوی

47/1

10/1

88/0

34/1

1

95/0

سلماس

2

72/0

1

61/1

75/0

03/1

سردشت

39/0

67/0

24/1

55/0

70/0

20/1

شاهین دژ

90/0

14/1

93/0

97/0

18/1

90/0

ماکو

13/1

89/0

03/1

64/0

89/0

09/0

مهاباد

48/0

95/0

09/1

06/0

95/0

07/1

میاندواب

86/0

07/1

97/0

20/1

06/1

93/0

نقده

46/1

87/0

1

70/1

78/0

01/1

کل استان

92/0

88/0

95/0

32/1

11/1

06/1

                                                                           مأخذ: محاسبات آماری نگارندگان


 

9- راهکارها و پیشنهادات

- توجه جدی به بخش کشاورزی و صنعت  با توجه به پتانسیل‌های لازم در این استان و افزایش ظرفیت‌های اشتغال در این بخش ضروری می‌باشد.

- با توجه به اختلاف بالای نرخ بیکاری در بعضی از شهرهای استان، توجه جدی برای کاهش این اختلاف ضروری می‌باشد

- با توجه به اینکه بخش خدمات در استان بر بخش های دیگر مسلط شده است، استراتژیهای توسعه باید به گونه‌ای تنظیم شود که رشد بخش خدمات در جهت تقویت بخشهای دیگر محدود شود

منابع

1- اسفندیاری، علی اصغر، فرهاد ترحمی(1388)، «بررسی اشتغال زایی بخشهای اقتصادی ایران با تاکید بر بخش کشاورزی»، مجله اقتصاد کشاورزی و توسعه، شماره17، تهران، صص115-93.

2- اکبری، نعمت‌الله، شیرین مصری‌نژاد(1382)، «بررسی وضعیت اشتغال در بخش‌های عمده اقتصادی استان اصفهان در طی دوره (75-1365) (رهیافت تغییر سهم و شاخص LQ)»، مجله دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، شماره 3، اصفهان، 74-59.

3- بختیاری، صادق، ابوالفضل یحیی‌آبادی(1380)، «تحلیل تغییرات ساختاری در اشتغال و بررسی انتقال نیروی کار بین بخش‌های اقتصادی ایران»، مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره12، اصفهان، صص 76-55.

4- پدرام، مهدی، مریم حبیبی فر(1387)، «بررسی رابطه بلندمدت تقاضای نیروی کار و عوامل مؤثر بر آن در بخش صنعت ایران از طریق آزمون همجمعی جوهانسون»، پژوهشنامه اقتصادی، شماره 3، تهران، صص 161-141.

5- جلالی اسفند آبادی، سید عبدالحمید، ابراهیم جاویدان(1389)، «تاثیر آزادسازی تجاری بر اشتغال بخش کشاورزی ایران»، فصلنامه تحقیقات اقتصادکشاورزی، شماره4، تهران، صص 150-135.

6- حائری، سید احسان(1388)، «بررسی اشتغال در استان تهران و شهرستان‌های آن بر پایه مدل (تغییر - سهم)»، مجله کار و جامعه، شماره 115، تهران، صص71-58.

7- حکیمیان، محمد حسین(1378)، «بررسی نقش بخش خدمات در اقتصاد ایران»، مجله مدیر ساز، شماره 6، تهران، صص61-33.

8- خداپرست مشهدی، مهدی، محمدعلی فلاحی، مصطفی سلیمی فر، امین حق‌نژاد(1391)، «بررسی اعتبار قانون واگنر و دیدگاه کنزی برای اقتصاد ایران: یک تجزیه و تحلیل سری زمانی)»، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، سال 12، شماره 1، تهران، صص 112-87

9- رضویان، محمدتقی(1383)، «عملکرد بخش‌های مختلف اقتصاد ایران در تولید اشتغال، پژوهش‌های اقتصادی»، شماره 12، تهران، صص36-13.

10- زیاری، کرامت اله(1380)، «بررسی، تحلیل و برنامه ریزی اشتغال دراستان یزد، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی»، شماره61، صص107-89.

11- زیاری، کرامت اله(1381)، «برنامه ریزی کاربری اراضی شهری، انتشارات دانشگاه یزد»، چاپ سوم، یزد.

12- عبیری، غلام حسین(1384)، « توسعه نیافتگی و اشتغال، روند تحولات کشورهای درحال توسعه»، مجله اقتصاد و بانک، شماره59، تهران، صص45-41.

13- فرهودی، رحمت‌الله اکبر محمدی(1385)، «تحلیل و پیش بینی وضعیت اشتغال در شهر سنندج با استفاده از مدل تغییر سهم ضریب مکانی و ضریب جینی»، پژوهش‌های جغرافیایی، شماره12، تهران، صص 76-55.

14- قویدل، صالح، خسرو عزیزی(1387)، «شناسایی عوامل مؤثر بر سهم اشتغال در بخش خدمات و زیر بخش‌‌های آن(مورد مطالعه ایران)»، پژوهش نامه علوم انسانی و اجتماعی، شماره 28، بابلسر، صص 116-98.

15- کرباسی، علیرضا، هاجر اثنی‌عشری، حسن عاقل(1387)، «پیش بینی اشتغال بخش کشاورزی در ایران»، مجله اقتصاد در توسعه کشاورزی، جلد 22، شماره2، تهران، صص 43-31.

16- متین نفس، فرهاد(1383)، «بهینه‌سازی نقش اعتبارات کشاورزی در ایجاد اشتغال»، مجله بانک و اقتصاد، شماره46، تهران، صص 29-27.

17- مرکز آمار ایران(1385-1375)، «سرشماری عمومی نفوس و مسکن شهرهای استان آذر بایجان غربی».

18- مرکز آمار ایران(1386)، سالنامه آماری استان آذربایجان غربی. بخش سرزمین و آب و هوا، 83-1.

19- مصری نژاد، لیلا ترکی(1383)، «تجزیه و تحلیل ساختار اشتغال در بخشهای عمده‌ی اقتصادی مناطق شهری ایران با استفاده از روش تغییر سهم و شاخص  LQ»،پژوهشنامه علوم انسانی و اجتماعی، شماره 15، تهران، صص 128-109.

20- معصومی اشکوری، سید حسن(1385)، «اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای»، انتشارات پیام، چاپ سوم، تهران.

21- میرحبیبی، مقداد(1386)، «چالش‌های اشتغال در کشور و کار شایسته»، مجله گزارش، شماره 187، تهران، صص 13-11.

22- Knudsen, C. (2002), Shift-Share Analysis: Further Examination of Models for The Description of Economic Change, Department of Geography, Bloomington, Usa.

23- Kermani, M. (2001), An Analysis and Test of Regional Inequalities of Employment in Provinces of Iran, Modarres Human Sciences; 5(2):1-20.

24- Klosterman, R. E. (2001), Community and Analysis Planning Techniques, Rowmand and Littlefield Publishers, Maryland. Ch 12, Usa.