بررسی و اولویت¬سنجی مخاطرات محیط طبیعی شهر زابل

نویسندگان

چکیده

چکیده
امروزه با وجود پیشرفت فن‌آوری‌های نوین، مخاطرات محیط طبیعی در بسیاری از شهرهای دنیا هنوز حادثه‌ساز و بحران‌زا است. چنانچه به طور علمی هدف و اولویت مدیریت امور اجرایی در جهت کاهش مخاطرات طبیعی تعیین و مشخص گردد، گام‌های موفق در برنامه‌ریزی مدیریت بحران نواحی شهری تحقق بیشتری خواهد یافت. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر، شناخت، بررسی و الویت سنجی مخاطرات محیط طبیعی در شهر زابل می‌باشد. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و بررسی‌های میدانی است. در تحقیق حاضر ضمن طرح مخاطرات طبیعی موجود در منطقه سیستان به طور جزئی‌تر اثرات مخاطرات طبیعی بر شهر زابل بررسی شده است. داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز با توجه به تجربیات بومی از طریق پرسشنامه‌ها استخراج گردیده و بر اساس اولویت‌های شهروندان راهبردهای عمده تعیین و مشخص شدند. از مدل Topsis برای تعیین اولویت‌ها استفاده شده است، نتایج تحقیق نشان می‌دهد؛ در منطقه سیستان عمده‌ترین مخاطرات طبیعی به ترتیب اولویت خشکسالی، طوفان، سیل و ماسه‌های روان می‌باشند، مطابق محاسبات انجام شده در مدل Topsis، خشکسالی با 0.909 درصد به عنوان رایج‌ترین مخاطرات طبیعی برای شهر زابل است، همچنین تجربیات شهروندان بومی نشان می‌دهد در صورت وقوع خشکسالی، مخاطرات طوفان و ماسه‌های روان تشدید می‌گردد، در این راستا، راهکارها و پیشنهادهایی ارایه گردیده است. 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

بحران­های محیط طبیعی، با وجود پیشرفت فناوری، هنوز در بسیاری از شهرهای دنیا سبب ایجاد خسارات جانی و مالی می‌گردد، بخشی از دلایل خسارت­ها مرتبط با امور مدیریت بحران و به ویژه عدم شناخت کافی اولویت­ها در جهت روش برخورد با بحران­های محیط طبیعی می­باشد. هدف مقاله حاضر شناخت و بررسی اولویت­سنجی مخاطرات محیط طبیعی در منطقه سیستان و به ویژه شهر زابل است، که به تبع آن تعیین اولویت­ها در تشخیص عمده­ترین بحران­های موجود در سطح منطقه سیستان و به ویژه شهر زابل بر اساس تجربیات بومی تعیین و مشخص می‌گردد.

بررسی اعداد و آمار جهانی و وضعیت منطقه سیستان و به ویژه شهر زابل، این مهم را نشان می­دهد که هنوز بحران­های محیط طبیعی با وجود پیشرفت­های فن­آوری، برای شهرها خطرآفرین هستند بر این اساس، می­بایست به طور علمی موضوع بحران­های محیط طبیعی بیشتر مورد توجه قرار گیرد و از آنجا که هزینه­ها و امکانات برای کاهش اثرات بحران‌های محیط طبیعی به طور متناسب و شایسته وجود ندارد، بنابراین با حداقل­های موجود، اولویت­ها به طور علمی شناسایی شوند و در برنامه­ریزی محیطی و شهری مد نظر قرار گیرند.

بر اساس گزارش سازمان ملل تعداد دفعات مخاطرات طبیعی در سال 2011 کمتر از میانگین ده سال گذشته می­باشد و آمار کشته شدگان کمتر از میزان ثبت شده در سال 2010 می باشد اما تنها 206 میلیون نفر تحت تاثیر بیش از 300 واقعه (مخاطرات طبیعی) سال 2011 قرار گرفته­اند که از میان آنها 30.000 نفر کشته شده اند. بر اساس گزارش این سازمان بیشترین آمار تلفات و ضررهای اقتصادی در سال2011 در قاره آسیا رخ داده است. ژاپن، تایلند، نیوزیلند، ایالات متحده و چین در راس کشورهای متضرر شده اقتصادی به دلیل مخاطرات طبیعی در سال 2011 قرار دارند و بیشترین آمار مرگ و میر نیز در این سال متعلق به ژاپن، فیلیپین، برزیل و تایلند می­باشد. بیش از 70 درصد مخاطرات طبیعی جهان را طوفان و سیل تشکیل می‌دهند که تأثیر زیادی بر زندگی مردم دارند. خشکسالی و قحطی نیز میزان مرگ و میر را به صورت زیادی بالا می­برند.اما تعداد این مرگ و میرها (به عنوان مثال خشکسالی شاخ آفریقا) در آمار سازمان ملل محاسبه نشده­اند (www.khorasan.ir).

 

 

 

جدول (1): تعداد مردم آواره شده بر اثر مخاطرات اقلیمی و ژئوفیزیکی (Yonetani, 2011, 4).

تعداد مردم آواره شده (میلیون نفر)

علت جابجایی در سال

2008

2009

2010

مخاطرات اقلیمی

3/20

2/15

3/38

مخاطرات ژئوفیزیکی

8/15

5/1

0/4

جمع

1/36

7/16

3/42

 

 

همه اجزای شهر در مقابل مخاطرات طبیعی آسیب پذیر می‌باشند و این به دلیل وجود تمرکز جمعیت، ساختمان‌ها و زیربناها می‌باشد (Montoya, 2005: 493). از آنجا که وقوع مخاطرات طبیعی و حوادثی چون خرابی‌های جنگ، انفجار و امثال آن‌ها همواره محتمل است و از سویی دیگر تأخیر در امداد بلازدگان، با ضایعات بسیار همراه است، بنابراین در یک جامعه پویا و مبتنی بر برنامه­ریزی آینده­نگر آمادگی برای مقابله با آنچه که پیامد نامطلوب این دشواری‌ها شناخته می‌شود لازم است (اصفهانی،1371: 132).

با توجه به مطالب بالا دسترسی به ایمنی در مقابل مخاطرات محیط طبیعی، یکی از نیازهای ضروری شهرها می‌باشد. داده‌های موجود درباره ایران حاکی از این است که روند روبه رشد سیل در سال‌های اخیر حاکی از این مهم است که بیشتر مناطق کشور در معرض تهاجم سیلاب‌های مخرب قرار داشته، و ابعاد خسارات و تلفات جانی و مالی سیل افزایش یافته است. بر اساس اطلاعات موجود طی سال‌های 1330 تا 1370 نزدیک به 124 میلیارد تومان خسارت سیل‌های مهم کشور بوده است که 55% آن مربوط به سال‌های 1360 تا 1370 می‌باشد. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد افزایش وقوع سیل در دهه 1370 نسبت به دهه 1340 حدود ده برابر می‌باشد که خسارت ناشی از آن خارج از حد تصور می‌باشد (روغنی،1387: 43).

در منطقه سیستان، علاوه بر خشکسالی که در سال 1330 رخ داده، بارها شاهد دوره­های کم آبی بوده است، از جمله سال‌های عمده، دوره 1367 تا 1364 و دوره 1377 تا 1384 می­باشد که خشکسالی شدیدی منطقه را فرا گرفت به طوری که افراد مسن محلی آن را در صد سال اخیر بی‌سابقه دانسته‌اند و به گواهی تاریخ در 600 سال اخیر بی نظیر بوده است این دوره با سیلاب سال 1384 خاتمه یافت (شفیعی، 1386: 63). وقوع خشکسالی در منطقه سیستان از سال 1378 شرایط مساعدی را جهت شکل­گیری طوفان­های گرد و خاک مهیا نموده است. چنانکه پس از خشک شدن دریاچه هامون فراوانی طوفان­های گرد و خاک افزایش چشمگیری داشته؛ به طوری که زابل با بیش از 175 روز توأم با گرد و غبار، از کانون­های اصلی زیست محیطی در کشور به شمار می­آید و از این نظر با کانون­های اصلی جنوب­غربی آسیا (جنوب خلیج فارس، جنوب عراق و شرق عربستان) قابل مقایسه است (نگارش و لطیفی، 1388: 76). خشکسالی یکی از عوامل اصلی در جابجایی (مهاجرت) و تخلیه آبادی‌ها به شمار می‌آید. به عنوان نمونه در سال ١٣٤٥ بالغ بر ٦٨٣٨٢ نفر از سیستان مهاجرت کرده­اند، از این میزان ٧٩% راهی گرگان و گنبد و مابقی راهی شهرهای مشهد، تهران و کرمان و سایر نقاط ایران شده‌‌اند. در خشکسالی سال ١٣٤٩ سیستان حدود ٦٠٠٠٠ نفر دیگر مجبور به ترک سیستان و مهاجرت به سایر شهرستان‌ها و عمدتًا گرگان و گنبد گردیدند. همچنین تخمین زده می‌شود که حدود ١٥٠٠٠٠ نفر از ساکنین شهر زاهدان، از مهاجرین سیستانی هستند (بیک‌محمدی و همکاران، 1384: 63). برای کاهش خسارات ناشی از اینگونه مخاطرات با در نظر گرفتن شکننده بودن منطقه سیستان، «مدیریت بحران شهری در زمینه مقابله با مخاطرات، موظف به ایجاد نظام آموزشی و خود بهسازی قوی و جدی» (دمینگ، 1374: 59)، ایجاد تفکر استراتژیک در مطالعات طرح جامع و برنامه ریزی شهری، ایجاد بستر مستمر و پویا جهت اجرای طرح‌های پدافند غیرعامل (سوادکوهی‌فر، 1386: 229) می‌باشد.

از آنجا که منطقه سیستان دارای آب و هوای خشک بوده و مخاطرات طبیعی از قبیل ماسه­های روان، طوفان، سیل و خشکسالی منطقه را تهدید می‌کند و هر ساله خسارت‌های کلانی بر منطقه وارد می‌کند و موجب مهاجرت توده­های زیادی از مردم به شهرها دیگر شده است در این مقاله تلاش گردیده با توجه به مطالب بالا، این مخاطرات را با استفاده از مدل Topsis اولویت‌بندی کرده و مدیریت بحران شهری را در زمینه رایج‌ترین مخاطرات مورد بررسی قرار دهد، در این راستا، شکل (1) چارچوب کلی تحقیق را نشان می­دهد.

 

بررسی و اولویت­سنجی مخاطرات محیط طبیعی شهر زابل

 

مبانی نظری، سوابق و تجربیات جهانی

 

مطالعه موردی:

منطقه سیستان شهر زابل

 

جمع­آوری داده­ها و اطلاعات مخاطرات عمده محیط طبیعی

(ماسه­های روان، طوفان، خشکسالی و سیل)، آماده­سازی و ورود به کامپیوتر

 

محاسبات مدل Topsis،  اجرای گام­ها یا مراحل مدل، خروجی مدل، تعیین اولویت­ها، تجزیه و تحلیل، ارایه راهکارها و پیشنهادها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل (1): چارچوب کلی تحقیق (نگارندگان، 1390).

 

 

 

با توجه به موارد و مسائل مطرح شده بالا، در زمینه اولویت‌بندی مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران شهری سؤال تحقیق به صورت زیر قابل طرح است:

  • بیشترین وزن اولویت مدیریت بحران مخاطرات طبیعی در منطقه سیستان و به ویژه شهر زابل، مربوط به کدام یک از مخاطرات عمده (خشکسالی، طوفان، سیل و ماسه‌های روان) است؟

در راستای سؤال تحقیق، فرضیه به صورت زیر مطرح می‌گردد.

  • خشکسالی به عنوان مخاطره عمده منطقه سیستان، بیشترین وزن اولویت مدیریت بحران مخاطرات طبیعی را برای شهر زابل دارا می­باشد.

 

مبانی نظری تحقیق

مدیریت بحران به مجموعه اقداماتی اطلاق می‌شود که قبل از وقوع، در حین وقوع و بعد از وقوع سانحه، جهت کاهش هر چه بیشتر آثار و عوارض آن انجام می‌گیرد (عبدالهی،1383، 60). ایده شکل­گیری مدیریت بحران اولین بار توسط رابرت مک فامار و در زمانی که احتمال وقوع درگیری موشکی بین آمریکا و کوبا وجود داشت، مطرح شد و بدین ترتیب از اواخر دهه 1937 مدیریت بحران به مفهوم امروزی عملاً به کار گرفته شد. در ایران با وجود آنکه اولین اقدام در سال 1348 آغاز گردید. اما رسماً از سال 1383 ستاد پیشگیری و مدیریت بحران در حوادث طبیعی و غیرمترقبه تشکیل شد (حسین عباسی، 1388، 29). قبل از پرداختن به جزئیات مربوط به مدیریت بحران توجه به تفاوت‌های بین مخاطرات طبیعی، بحران، خطر و حادثه امری ضروری است:

 

مخاطرات طبیعی: اصطلاح مخاطره طبیعی به معنای وقوع یک پدیده با شرایط طبیعی است که در زمان و مکان معین، تهدید ایجاد کند و مخاطره آمیز شود(آیالا، 1389: 15).

بحران: اصطلاح بحران برگردان واژه Crisis است که خود آن مأخوذ از یک واژه طبی یونانی می‌باشد. این کلمه عموماً در ذهن یک وضعیت غیرعادی، اضطراری، وحشت انگیز، مصیبت بار، خشونت‌آمیز و سرنوشت‌ساز را تداعی می‌کند(شایان‌مهر، 1380: 498). به عبارتی بحران نقطه عطف خطیری برای هر ارگانیزم، اعم از فرد، جامعه یا سیستم با توجه به توانایی و آمادگی آنها برای انطباق با شرایط جدید است (حسینی، 1385: 10). زیرا بحران مرحله شدید بیماری یا مشکل، خطر، عمل، یا امری که باعث به هم خوردن تعادل می­شود و موقعیتی غیرعادی و حساس ایجاد می‌کند (انوری، 1382: 302).

حادثه: رویداد یا وضع پیش بینی نشده را حادثه می‌گویند (صدری افشار، حکمی، 1377: 304).

خطر: عبارت است از جریان یا واقعه‌ای که بطور بالقوه توان ایجاد زیان را دارد، یعنی منبع متعارف خطر می‌باشد(اسمیت، 1983: 11).

پژوهش‌های جغرافیایی در زمینه مخاطرات طبیعی، تاریخی طولانی دارد که در راستای یکی کردن پیچیدگی‌های فیزیکی و محیط انسانی و روابط متقابل بین آن‌ها رشد نموده است (Montz and Tobin, 2011: 3). این مخاطرات حوادث تهدید کننده­ای هستند که قادر به تولید صدمه برای فضای فیزیکی و اجتماعی می‌باشد، که صدمه‌ها نه تنها در حین وقوع رخ می‌دهد بلکه در دراز مدت با توجه به عواقب آن نیز همراه است. هنگامی که این عواقب بر جامعه یا زیر ساخت‌ها تأثیر می‌گذارند به مخاطرات طبیعی تبدیل می‌شوند (Alca´ntara-Ayala, 2002: 13).

تحقیقات جغرافیایی بر روی این مخاطرات در طول تاریخ با تمرکز بر فرایندهای فیزیکی و حرکت رو به جلو با افزایش شناسایی اثرات متقابل میان عوامل انسانی و محیط طبیعی شروع شد (Monts, 2010: 1). مخاطرات طبیعی به سوانحی که بدون دخالت انسان و توسط یکی از عناصر طبیعی، نظیر (طوفان، آتش سوزی، خشکسالی)، زمین (زلزله، رانش زمین، لغزش و ریزش کوه، آتشفشان) یا آب (سیل) و یا ترکیبی از 3 عوامل رخ می‌دهد گفته می‌شود (مرکز مطالعات و خدمات تخصصی شهری و روستایی، 1385: 13). حسینی در سال 1388، مدل مدیریت بحران را با طبقه­بندی موارد جزئی تا فاجعه مطرح می­نماید، به گونه­ای که در این طبقه­بندی از سطح پایین تا سطح بالا (جزئی، مهم، بحران، فاجعه) دستورالعمل­ها و شرایط اعلام مطابق استانداردها تعیین گردیده است (حسین عباسی، 1388: 30).

ژانگ و هیوانگ در سال 2011 از مدل­های چند معیاری برای ارزیابی منابع آلودگی­های زیست محیطی استفاده نمودند (Zhang and Huang, 2011, 313). جو و وانگ در سال 2012، تکنیک چندمعیاری DS/AHP را با بسط مدل Topsis برای ارزیابی موارد اضطراری بکار بردند(Ju and Wang, 2012, 1315). تاسکین در سال 2009 از مدل‌های چند معیاری Topsis و AHP و منطق فازی برای ارزیابی وضعیت­های پر خطر حمل و نقل استفاده نمودند (Taskin, 2009: 4067). وانگ و همکارانش در سال 2009 بررسی در مورد تحلیل مدل­های چند معیاری پیرامون انرژی‌های تجدیدپذیر و انرژی‌هایی که هماهنگ با توسعه پایدار هستند انجام دادند(Wang et al., 2009: 2263). سیو و همکارانش در سال 2007، مدل­های تصمیم­گیری چند معیاره را برای تحلیل مدیریت سیستم زباله­های شهری در تایوان به کار گرفتند
(Su et al., 2007: 418). لیاو و همکارانش در سال 2011 از قابلیت مدل­های تصمیم­گیری برای بررسی عوامل محیطی رودخانه شانگهای استفاده نمودند (Liao et al., 2011, 2211). هانگ و همکارانش در سال 2011 از تحلیل مدل‌های تصمیم­گیری چند معیاره برای علوم محیطی استفاده نمودند در این تحلیل روند کاربرد علمی این مدل­ها در مسایل محیطی بررسی شد (Huang, et al., 2011: 3578).

رضوانی و همکاران در 1390، پژوهشی تحت عنوان
«سنجش درجه روستاگرایی با استفاده از مدل تاپسیس فازی (Topsis – Fuzzy) در روستاهای دهستان مرکزی شهرستان خدابنده انجام دادند و از قابلیت مدل چند معیاری تاپسیس و منطق فازی جهت تعیین وضعیت­ها استفاده نمودند (رضوانی و همکاران، 1390: 31-1) کلانتری و کیامهر در سال 1383 پیرامون مدیریت بحران در محورهای برون شهری (مورد مطالعه: طوفان ماسه در محور یزد - اردکان) پژوهشی ارایه نمودند (کلانتری و کیامهر، 1383: 31). شماعی و موسی­وند در سال 1390، پیرامون سطح­بندی شهرستان­های استان اصفهان از لحاظ زیرساخت­های گردشگری با استفاده از مدل TOPSIS و AHP، پژوهشی انجام دادند (شماعی و موسی‌وند، 1390: 23). فرج­زاده­اصل و همکاران در سال 1390 تحقیق پیرامون ارزیابی آسیب پذیری مساکن شهری در برابر زلزله (مطالعه موردی منطقه 9 شهرداری تهران) انجام دادند که روش مدیریت شهرها را در برابر بحران محیطی زلزله نشان می‌دهد (فرج‌زاده‌اصل و همکاران، 1390: 36-19). مومنی در سال 1389 چگونگی نقش انسان در تغییرات محیط طبیعی را مطرح نمودند (مومنی، 1389: 16). خشایی و داودآبادی در سال 1387، پیرامون ارزیابی عملکرد و رتبه­بندی مالی بخش آب و فاضلاب ده شهر بزرگ کشور در سال مالی 1386 با بهره­گیری از مدل TOPSIS، پژوهشی انجام دادند (خشایی و داودآبادی، 1387: 91). اصغری­زاده و سخدری در سال 1384، از روش­های تاپسیس و الکترا (Electra) برای انتخاب و رتبه­بندی طرح­های اشتغال‌زا استفاده نمودند (اصغری­زاده و سخدری، 1384: 95).

گندمکار و خادم‌الحسینی در سال 1388، به بررسی روند تغییرات بارش در زابل پرداختند، بررسی آمار بارندگی ایستگاه زابل نشان داد که طی چهل سال اخیر میانگین بارش سالانه در زابل حدود 61 میلی‌متر بوده است، کمترین بارش سالانه مربوط به سال 2001 میلادی با مجموع 2/7 میلی‌متر و بیشترین مقدار آن مربوط به سال 2005 با مجموع 5/129 میلی‌متر بوده است. در طول این دوره مقدار بارش دارای نوسان بوده و روند صعودی یا نزولی مشخصی نداشته است، اما ضریب تغییرپذیری بارش طی سال‌های اخیر نسبت به دهه‌های قبل افزایش یافته است و ادامه این روند می­تواند مشکلات فراوانی را برای ساکنین این منطقه ایجاد نماید (گندمکار و خادم الحسینی، 1388: 4). همچنین گندمکار در سال 1388، بررسی همدید انرژی باد در منطقه سیستان (ایستگاه زابل) را انجام دادند، در این پژوهش ابتدا وضعیت آماری میانگین روزانه وزش باد در ایستگاه زابل مورد بررسی قرار گرفت و رژیم سالانه باد در این ایستگاه مشخص شد. پس از آن الگوهای توزیع متوسط فشار روزانه در تراز دریا و همچنین الگوهای هوا در لایه‎های 850، 700، 500، 300 و 250 هکتوپاسکال در آسیا و اروپا ترسیم و شناسایی شد و سپس ارتباط بین رژیم باد در زابل با توزیع فشار در تراز دریا و الگوهای هوا در لایه‎های مختلف جو مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که بین رژیم باد در ایستگاه زابل و توزیع فشار در سطح زمین و الگوهای هوا در لایه‎های 850، 700 و 500 هکتوپاسکال ارتباط وجود دارد (گندمکار، 1388: 161). گندمکار و همکاران در 1386، به بررسی انرژی باد در منطقه سیستان به منظور تولید برق بادی پرداختند (گندمکار و همکاران، 1386: 95)، این وضعیت نشان می­دهد که طوفان و باد در زابل تنها یک تهدید نیست بلکه از دیر باز تاکنون به عنوان یک فرصت نیز مورد توجه قرار می­گیرد.

هیرمند به عنوان تنها شریان حیاتی منطقه سیستان، با توجه به مسیر طولانی‌اش (1050 کیلومتر) در خاک افغانستان و قابلیت فراوان آن کشور در کنترل و انحراف آب رودخانه و همچنین نوسانات طبیعی مقدار آب آن، دل نگرانی‌های فراوانی را برای مردم منطقه فراهم نموده است و این قضیه در سال‌های اخیر با بروز خشکسالی‌ها و خشک شدن بستر رودخانه شدت بیشتری یافته است. از سویی عادت به مصرف فراوان آب هیرمند که علل طبیعی یا انسانی داشته منطقه را دچار بحران‌های عظیم آبی نموده است (میرلطفی، 1380 :170). لازم است که توضیح داده شود که ترکیبی از عوامل مختلف نظیر حاکمیت پرفشار جنب حاره، شدت بری بودن و جابجایی مسیر سیستم‌های باران‌زای عرض‌های میانه باعث می‌گردد که از یک سو خود محدوده‌ی مورد نظر، از بارندگی کمی برخوردار باشد و از سوی دیگر هر از چند گاهی در نواحی شمال شرق افغانستان (ارتفاعات هندوکش)، حجم نزولات جوی به شدت کاهش یافته، متعاقب آن میزان آورد هیرمند کاهش پیدا کند و در نتیجه سرزمین سیستان دچار کم آبی و یا حتی بی آبی گردد. مضاف بر آن احداث سدها و بندهای مختلف بر روی هیرمند و سر شاخه‌های آن از سوی افغان‌ها به ویژه سد کجکی بر شدت وخامت اوضاع در سال‌های خشک می‌افزاید. سد مذکور که در سال ١٩٥٣ با حجم مخزن 8/1 میلیارد متر مکعب احداث شده است، نقش مهمی در کاهش سهم سیستان ایران از رودخانه‌ی هیرمند داشته است. به هر حال نتایج حاصل از خشکسالی طولانی مدت (٧ سال) و کاهش دبی هیرمند که با خشک شدن هامون‌ها همراه بوده است آثار شکننده ای در منطقه‌ی مورد مطالعه به دنبال داشت (بیک محمدی، 1384: 56-55).

سوابق و تجربیات جهانی نشان می­دهد؛ هر چند فن­آوری­های نوین در طی دهه اخیر پیشرفت­هایی داشته است، اما با وجود این هنوز در مناطق جغرافیایی و شهرهای مختلف دنیا و ایران، مخاطرات طبیعی وجود دارد، که لازم می­نماید ضمن شناخت علمی مخاطرات طبیعی، روش‌های علمی و اجرایی متناسبی برای مدیریت و تطابق آن‌ها با برنامه‌ریزی شهری و محیطی ایجاد گردد، در این راستا، تعیین اولویت‌ها مورد توجه محققین و سازمان‌های مرتبط با امور مدیریت بحران‌های طبیعی قرار گرفته است.

 

روش تحقیق

روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و بررسی­های میدانی است. منطقه سیستان دارای 7 شهر (زابل، زهک، دوست محمد، محمدآباد، بنجار، ادیمی و شهر جدید رامشار) و حدود 900 روستا می­باشد، در تحقیق حاضر ضمن طرح مخاطرات طبیعی موجود در منطقه سیستان به طور جزئی­تر اثرات مخاطرات طبیعی بر شهر زابل بررسی شده است. داده­ها و اطلاعات مورد نیاز با توجه به تجربیات بومی از طریق پرسشنامه­ها استخراج گردیده و بر اساس اولویت­های شهروندان راهبردهای عمده تعیین و مشخص شدند. از مدل Topsis برای تعیین اولویت‌ها استفاده شده است. بر اساس فرمول کوکران نحوه انتخاب حجم نمونه از جامعه آماری شهر زابل مشخص گردید، در رابطه مذکور، t= اندازه متغیر در توزیع طبیعی است که از جدول مربوط در سطح احتمال موردنظر استخراج می‌شود. P= درصد توزیع صفت در جامعه یعنی نسبت درصد افرادی که دارای صفت مورد مطالعه می­باشند. q= درصد افرادی که فاقد آن صفت در جامعه هستند. d= تفاضل نسبت واقعی صفت در جامعه با میزان تخمین محقق برای وجود آن صفت در جامعه که حداکثر نسبت آن تا 0.05 است. N= حجم جامعه موردمطالعه است.

 

مطابق فرمول کوکران، تعداد 322 پرسشنامه برای بررسی تأثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی مطلوب بر روی نوع، میزان و مدیریت خانگی زباله در سطح شهر زابل توزیع و تکمیل گردید. برای این که روند محاسبات بهتر و گویاتر انجام شود و مراحل اجرای عملیات به طور مشخص­تری وضعیت­ها را نمایان سازد، نسب تناسبی برقرار شد که به تبع آن نتایج پرسشنامه­ها به درصد در آمد، از این رو، در ادامه (به ویژه در قسمت نتایج)، موارد به طور بارزتر نماینگر وضعیت­ها به صورت درصد می‌باشد.

 

منطقه مورد مطالعه

شهرستان زابل با مساحت 15197 کیلومتر مربع در ضلع شمال شرقی استان سیستان بلوچستان قرار گرفته و فاصله مرکز شهر تا مرکز استان (زاهدان) 207 کیلومتر می‌باشد (جمالی­زاده تاج آبادی، 1387: 22). منطقه سیستان دارای 7 شهر (زابل، زهک، دوست محمد، محمدآباد، بنجار، ادیمی و شهر جدید رامشار) و حدود 900 روستا می­باشد، قطب جمعیتی منطقه سیستان (نواحی شهری و روستایی) با مرکزیت شهر زابل، تا شعاع تقریبی 50 کیلومتری حدود نیم میلیون نفر (500000 نفر) جمعیت دارد. شکل (2) نقشه طرح جامع شهر زابل را نشان می­دهد.

 

 

 

 

شکل (2): نقشه طرح جامع شهر زابل (مأخذ: طرح جامع زابل، 1385، تلخیص نگارندگان، 1390).

 

 

آب و هوای زابل از نوع بیابانی و گرم و خشک هست به طوری که خشکسالی و طوفان از پدیده­های غالب منطقه می‌باشد. خشکسالی طی سال‌های 1377 تا 1388 تعادل اقلیمی منطقه را بر هم زده و مشکلات عدیده اجتماعی و اقتصادی را موجب شده است. جریان باد در سیستان در کلیه فصول بر قرار بوده و بادهای 120 روزه در سیستان حاصل توده­های پر فشار غربی بوده که در فصل تابستان از جهت شمال شرق به جنوب شرق می‌ورزد، حد اکثر وزش این باد در تیر ماه به صد کیلومتر در ساعت نیز می­رسد، که در مسیر باعث جابجایی ریگ‌های روان می‌گردد و طوفان‌های شن، تپه ماهور و ماسه بادی‌ها را شکل می‌دهد. شهرستان زابل با دارا بودن آب و هوای گرم و خشک، همواره در معرض مخاطراتی از قبیل خشکسالی، طوفان و سیل قرار دارد. خشک شدن دریاچه­های سه‌گانه هامون و بادهای 120 روزه سیستان که از روی این دریاچه‌ها می‌گذرند، منجر به فرسایش سطح دریاچه و حمل رسوبات آن به سوی شهرستان زابل می‌شود. خشکسالی‌های اخیر منجر به افزایش سرعت بیابان زایی، مسلح کردن بادهای ماسه ای از جمله بادهای 120 روزه سیستان و وقوع سیل در پی بارش رگباری کوتاه مدت شده است. شکل (3) وضعیت شهر زابل در ارتباط با مخاطرات طبیعی را نشان می­دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل (3): وضعیت شهر زابل در ارتباط با مخاطرات طبیعی (از راست به چپ: ردیف بالا؛ طوفان شن و ماسه، نفوذ به داخل منازل سازمانی و کج شدن درختان بعد از طوفان، ردیف پایین؛ بارش و بالا آمدن سطح آب در شمال غربی شهر زابل و تأثیر عوامل اقلیمی بر فرسایش ساختمان­ها،  نگارندگان، 1390)

 


مواد و روش­ها

پس از آماده­سازی داده­ها و اطلاعات، بر اساس مدل Topsis به صورت گام به گام مراحل انجام تحقیق در ادامه ارایه شده است، سپس نتایج اولویت­ها با توجه به شاخص­ها و گزینه­های انتخاب شده حاصل گردیده است.

گام اول: ابتدا فراوانی داده‌های حاصل از پرسشنامه را جدول ماتریس تصمیم گیری وارد گردیده است.

 

 

جدول (2): جدول ماتریس تصمیم­گیری

عامل مهاجرت مردم

C4

بیشترین واهمه

C3

بیشترین خسارت

C2

فراوانی مخاطرات

C1

شاخص

گزینه

58

27

40

47

خشکسالی  A1

12

22

14

40

طوفان  A2

17

42

36

5

سیل  A3

13

9

10

8

ماسه‌های روان  A4

 

 

 

 

 

 

(مأخذ: (نگارندگان، 1390)

 

گام دوم: با استفاده از بی مقیاس سازی نورم، ماتریس تصمیم گیری را بی مقیاس می‌کنیم. برای این کار از فرمول زیر استفاده می‌کنیم.  

(1)                                                                          

 

جدول (3): جدول بی مقیاس شده ماتریس تصمیم­گیری

 

C4

C3

C2

C1

شاخص

گزینه

59/0

27/0

40/0

47/0

A1

12/0

22/0

14/0

40/0

A2

17/0

42/0

36/0

05/0

A3

12/0

09/0

10/0

08/0

A4

 

 

 

 

 

 

(مأخذ: نگارندگان، 1390).

 

گام سوم: حال باید ماتریس بی مقیاس شده وزن دهی شود برای این کار باید اوزان شاخص‌ها را داشته باشیم که برای به دست آوردن اوزان از تکنیک آنتروپی شانون استفاده می‌گردد، در این روش ابتدا داده­های هر ستون را بر زیگمای آن ستون تقسیم کرده و در جدول جداگانه­ای نوشته می­شود.

 

جدول (4): جدول وزن­دهی ماتریس بی مقیاس شده

C4

C3

C2

C1

شاخص

گزینه

924/0

488/0

708/0

752/0

A1

191/0

397/0

247/0

640/0

A2

270/0

759/0

637/0

080/0

A3

191/0

162/0

177/0

128/0

A4

(مأخذ: نگارندگان، 1390).

 

گام چهارم: در این مرحله معیار عدم اطمینان (انحراف معیار) را به دست می‌آوریم که با  dj نشان داده می‌شود.

(2)                                                     

(3)                                                     (4)                                                                             

 

جدول (5): جدول انحراف معیار

C4

C3

C2

C1

 

807/0

912/0

890/0

722/0

Ej

193/0

088/0

11/0

278/0

D j

288/0

131/0

164/0

415/0

Wj

 

 

 

 

 

(مأخذ: نگارندگان، 1390).

 

گام پنجم: در این مرحله می‌توانیم ماتریس بی مقیاس موزون را به دست بیاوریم به همین منظور ماتریس بی مقیاس شده را در ماتریس  مربعی ضرب می‌کنیم.

(5)                                                                                       V=N×W

 

جدول(6): جدول ماتریس بی مقیاس موزون

C4

C3

C2

C1

جدول V

266/0

063/0

116/0

312/0

A1

055/0

052/0

040/0

265/0

A2

077/0

099/0

104/0

033/0

A3

055/0

021/0

029/0

053/0

A4

 

 

 

 

 

 

(مأخذ: نگارندگان، 1390).

 

(6)                                  

ایده آل‌های مثبت

 

گام ششم: اکنون برای به دست آوردن ایده آل‌های مثبت هر شاخص از فرمول زیر استفاده می‌کنیم.

(7)                                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گام هفتم: در این مرحله برای مشخص کردن و اولویت­بندی کردن مخاطرات از فرمول زیر استفاده می­شود CLi  عددی بین صفر و یک است و هر چقدر عدد نزدیک‌تر به یک باشد جواب ما به دست می‌آید.

(8)                                                                        

 

 

 

 

 

با توجه به نتایج به دست آمده، مخاطرات طبیعی شهر زابل در منطقه سیستان، به صورت زیر قابل اولویت‌بندی می­باشد:

 

خشکسالی (0.909) > طوفان (0.659) < سیل (0.246) < ماسه‌های روان (0.054)

نتایج نهایی تحقیق نشان می­دهد که در زمینه اولویت‌بندی مخاطرات طبیعی و مدیریت بحران شهری، بیشترین وزن اولویت مدیریت بحران مخاطرات طبیعی در منطقه سیستان و به ویژه شهر زابل مربوط به خشکسالی (0.909) و کمترین آن مربوط به ماسه‌های روان (0.054) می­باشد، با وجود مخاطرات ماسه­ها و شن­ها روان، علت اصلی این مخاطره نیز ناشی از خشکسالی بوده است که تجربیات بومی و محلی این وضعیت را تأیید نموده است، بنابراین در منطقه سیستان و به ویژه شهر زابل، اولویت نخست برای مدیریت بحران مخاطرات طبیعی برنامه­ریزی و مدیریت کاهش اثرات خشکسالی و راهکارهای تطبیق با خشکسالی می­باشد.

 

نتیجه­گیری

تجربیات جهانی و ایران نشان می­دهد؛ با وجود پیشرفت علوم و فن­آوری طی سال­های اخیر، هنوز مخاطرات طبیعی تهدید کننده حیات برخی از شهرهای دنیا می­باشد، برنامه­ریزی و مدیریت علمی در جهت تطابق رفتار و مکانیسم پدیده­های طبیعی و مخاطره آمیز در نواحی مختلف دنیا و به ویژه در شهرها به نسبت شرایط جغرافیایی حاکم بر شهرها اولویت­های خاص خود را می­طلبد.

در پژوهش حاضر، به سبب تنوع مخاطرات طبیعی موجود در سطح منطقه سیستان و به ویژه در شهر زابل، عمده‌ترین مخاطرات برای بررسی انتخاب شدند و با استفاده از مدل چندمعیاره Topsis اولویت­ها به ترتیب مشخص گردید. با توجه به اینکه در مدل Topsis، نتایج هر چه به عدد یک نزدیک‌تر باشند الویت بیشتری نسبت به دیگر متغیرها پیدا می‌نمایند، بنابراین خشکسالی با 909/0% با داشتن کمترین فاصله با عدد یک به عنوان رایج‌ترین مخاطره طبیعی از نظر مردم شناخته شد به طوری که از 58% از افرادی که پرسشنامه را پر کرده بودند خشکسالی را عامل مهاجرت مردم منطقه به سایر مناطق می‌دانستند. طوفان و باد با 659/0 اولویت دوم مخاطرات طبیعی از نظر مردم منطقه می‌باشد، همچنین سیل با 246/0% و ماسه‌های روان با 054/0% به ترتیب اولویت‌های سوم و چهارم مخاطرات طبیعی از نظر مردم منطقه می‌باشد، همچنین تجربیات شهروندان بومی نشان می‌دهد در صورت وقوع خشکسالی، مخاطرات طوفان و ماسه‌های روان تشدید می‌گردد. بنابراین مدیریت بحران شهری برای ایجاد نظام آموزشی و خود بهسازی قوی و جدی ایجاد تفکر استراتژیک در مطالعات طرح جامع و برنامه­ریزی شهری، ایجاد بستر مستمر و پویا جهت اجرای طرح‌های پدافند غیرعامل در زمینه خشکسالی از جمله اقدامات مهمی است که می­بایست در صدر برنامه­های عملکردی ستاد مدیریت بحران شهرستان زابل قرار بگیرد. تا ضمن ارایه راهکارهایی برای کاهش خسارات ناشی از خشکسالی از مهاجرت مردم و تخلیه شهر به سایر مناطق جلوگیری شود.

 

راه­کارها و پیشنهادها

  • بر اساس یافته­های تحقیق، و با توجه به اولویت­ها، پیشنهاد می­گردد، نظام آموزشی و اجرایی متناسب با وضیعت مخاطرات محیطی منطقه سیستان و به ویژه شهر زابل، جهت تطابق با بحران­های محیطی و کنترل مکانیسم­های مرتبط با مسائل بحرانی راه‌اندازی و اجرایی شود.
  • از آنجا که اولویت نخست در ارتباط با خشکسالی می‌باشد، بنابراین در این راستا، مدیریت منابع آب بیشتر مورد توجه قرار می­گیرد. برای مثال: روابط ریاضی و آماری برای مجوز کاشت چمن و گل­های زینتی با توجه به وضعیت شهر زابل ابداع و طرح شود که طی آن متخصیصن فضای سبز، تخصیص چمن­کاری و کاشت گل­های زینتی (به علت عمر محدود) را در مواقع بحرانی محدود نمایند و بیشتر توجهات به سمت حفظ سلامت گونه­های درختی (درختی که چند یا چندین سال عمر دارد) در مواقع بحرانی باشند.
  • برنامه­ریزی و مدیریت مصرف سرانه آب (حتی محاسبات قطره­ای) در مواقع بحرانی با توجه به اولویت نخست یافته­های تحقیق مد نظر قرار گیرد و توجه به چرخه صحیح گردش آب در سطح شهر بر اساس فنآوری­های کاهش فاضلاب شهری انجام پذیرد. هر چند در سالهای اخیر جهت مصارف فاضلاب شهر زابل در بخش کشاورزی حومه شهر زابل پژوهش­های علمی و اجرایی متعددی انجام شده است و در حال اجرا می­باشد.
  • تعیین گروه کاری ویژه برنامه­ریزی و مبارزه با خشکسالی در منطقه سیستان.
  • ایجاد دوره­های آموزش برای شهروندان در زمینه فرهنگ صحیح استفاده از آب. 
  • ایجاد ساز و کار مرتبط برای نظارت مستقیم مردم بر عملکرد ستاد مدیریت بحران شهر شهر زابل.
  • ایجاد ستادهای مدیریتی محله­ای و ارتباط مستقیم این ستادها با ستاد مدیریت بحران شهر زابل.
  • راه اندازی مرکز تحقیقات و مطالعات مخاطرات شهری در سطح شهرستان زابل.
  • مدیریت و نظارت مستمر بر خشکسالی و کنترل جامع آن، بر کاهش اثرات منفی طوفان­های شن تأثیر می­گذارد، از این رو، پیشنهاد می­گردد، تعاملات بیشتری بین سازمان­های مرتبط با خشکسالی، بیابان­زدایی، امور آب و شهرداری زابل ایجاد گردد.

 

منابع

1- اصغری­زاده عزت‌الله و سخدری کمال، (1384)، انتخاب و رتبه­بندی طرح­های اشتغال‌زا با استفاده از روش­های تاپسیس و الکترا، مطالعات مدیریت صنعتی دانشگاه علامه طباطبایی، شماره 8، ص 95.

2- انوری حسن، (1382)، فرهنگ فشرده سخن، تهران: سخن، جلد 1.

3- اصفهانی، محمدمهدی، (1371)، تغذیه و امدادهای غذایی در دشواری‌ها و بلایا، دفتر مطالعات و برنامه­ریزی شهر تهران، اولین کنفرانس مخاطرات طبیعی شهری.

4- اسمیت کیت، (1382)، مخاطرات طبیعی، ترجمه ابراهیم مقیمی و شاپور گودرزی، تهران: سمت( تاریخ انتشار به زبان اصلی: 1938).

5- آیالا ایراسما، (1389)، ژئومورفولوژی، مخاطرات طبیعی، ترجمه رضا خوش‌رفتار، فصلنامه رشد آموزش جغرافیا، دوره 25، شماره2، زمستان 1389، ص.23-14.

6- بیک محمدی حسن و نوری سید هدایت ا...، (1384)، اثرات خشکسالی‌های 83-1387 بر اقتصاد روستایی سیستان و راهکارهای مقابله با آن، مجله جغرافیا و توسعه، ص 57-53.

7- جمالی‌زاده تاج‌آبادی، محمدرضا، (1387)، پیش‌بینی طوفان‌های گرد و خاک با استفاده از روش­های هوش مصنوعی (مطالعه موردی: شهر زابل). پایان­نامه کارشناس ارشد، دانشگاه زابل، دانشکده منابع طبیعی.

8- حسین عباسی لاله، (1388)، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل، نشریه فنی تخصصی شرکت ملی نفت ایران: اکتشاف و تولید، شماره 58، ص 30.

9- حسینی سیدحسین، (1385)، بحران چیست و چگونه تعریف می‌شود؟، فصلنامه امنیت، سال پنجم، شماره 1 و 2، ص 51-7.

10- خشایی مسعود  داودآبادی محمد، (1387)، ارزیابی عملکرد و رتبه­بندی مالی بخش آب و فاضلاب ده شهر بزرگ کشور در سال مالی 1386 با بهره­گیری از مدل TOPSIS، فصلنامه آب و محیط زیست، شماره 72، ص 91.

11- دمینگ ادواردز، (1374)، خروج از بحران (بیماری‌های مدیریت)، ترجمه نوروز درداری (فولادی)، تهران: انتشارات موسسه خدمات فرهنگی رسا.

12- رضوانی محمدرضا، صادقلو طاهره و سجاسی قیداری حمدالله، (1390)، سنجش درجه روستاگرایی با استفاده از مدل تاپسیس فازی (مطالعه موردی: روستاهای دهستان مرکزی شهرستان خدابنده)، پژوهش­های روستایی، شماره 5، ص 31-1.

13- سازمان مسکن و شهرسازی استان سیستان و بلوچستان، (1385)، طرح جامع شهر زابل، مشاور: مهندسین مشاور طاش (طرح اندیشان شهر).

14- سوادکوهی­فر ساسان، (1386)، مبانی مدیریت پروژه‌های عمرانی، شهری و بحران، تهران: دانشگاه امام حسین، مؤسسه چاپ و انتشارات.

15- شایان مهر علیرضا، (1380)، دایره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، کیهان، جلد 3، چاپ اول، تهران.

16- شماعی علی و موسی‌وند جعفر، (1390)، سطح‌بندی شهرستان‌های استان اصفهان از لحاظ زیرساخت­های گردشگری با استفاده از مدل TOPSIS و AHP، مطالعات و پژوهش­های شهری و منطقه­ای، شماره 10، ص 23، اصفهان.

17- شفیعی حامد، (1386)، ارزیابی روند بیابان زایی با استفاده از RS و GIS در منطقه سیستان با تأکید بر پوشش گیاهی، پایان نامه کارشناسی ارشد بیابان زدایی، دانشگاه زابل، دانشکده منابع طبیعی.

18- صدری‌افشار غلامرضا، حکمی نسرین و حکمی نسترن، (1377)، فرهنگ فارسی امروز، مؤسسه نشر کلمه، ویرایش سوم، تهران.

19- عبدالهی مجید، (1383)، مدیریت بحران در نواحی شهری، سازمان شهرداری‌های کشور، چاپ سوم، ص 60، تهران.

20- فرج­زاده­اصل منوچهر، احدنژاد محسن و امینی جمال، (1390)، ارزیابی آسیب پذیری مساکن شهری در برابر زلزله (مطالعه موردی منطقه 9 شهرداری تهران)، مطالعات و پژوهش‌های شهری و منطقه‌ای، شماره 9، ص 19-36،‌اصفهان.

21- کلانتری خلیل­آباد حسین، (1388)، طبقه بندی بحران حمل و نقل در ایران و جهان، فصلنامه سپهر، شماره 72، ص 63، تهران.

22- کلانتری خلیل­آباد حسین و کیامهر مرادعلی، (1383)، مدیریت بحران در محورهای برون شهری (مورد مطالعه: طوفان ماسه در محور یزد - اردکان)، مطالعات مدیریت ترافیک، شماره 15، ص 31، تهران.

23- گندمکار امیر و خادم الحسینی احمد، (1388)، بررسی روند تغییرات بارش در زابل، فصل­نامه جغرافیایی آمایش محیط، شماره 6، ص 4.

24- گندمکار امیر، (1388)، بررسی همدید انرژی باد در منطقه سیستان (ایستگاه زابل)، فصلنامه فضای جغرافیایی، شماره 27، ص 161.

25- گندمکار امیر، کاویانی محمدرضا و مسعودیان سید ابوالفضل، (1386)، بررسی انرژی باد در منطقه سیستان به منظور تولید برق بادی، مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان، شماره 27، ص 95.

26- مرکز مطالعات و خدمات تخصصی شهری و روستایی، (1385)، از سری متون تخصصی ویژه شهرداران مدیریت بحران شهری، سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور، ص 14-13، تهران.

27- مومنی، مهدی، (1389)، نقش انسان در تغییرات محیط طبیعی، فصلنامه سپهر، شماره 75، ص 16، تهران.

28- اداره کل مدیریت بحران استانداری خراسان رضوی. (1390). سال 2011 خسارت بارترین سال در تاریخ بلایای طبیعی از دیدگاه سازمان ملل، تاریخ مراجعه به سایت(یکشنبه 9 بهمن 2011).   http://www.khorasan.ir.

29- میرلطفی محمودرضا، (1380)، هیرمند و بحران آب در سیستان، دانشگاه زابل، ص 171-170.

30- نگارش، حسین، لطیفی، لیلا. (1388)، بررسی خسارت‌های ناشی از حرکت ماسه­های روان در شرق زابل با استفاده از تصاویر ماهواره­ای، پژوهش‌های جغرافیای طبیعی، شماره 67.

31- Huang Ivy B. et al., (2011), Multi-criteria decision analysis in environmental sciences: Ten years of applications and trends, Science of The Total Environment, Vol.409, Issue 19, pp 3578-3594.

32- Irasema Alca´ntara-Ayala, (2002), Geomorphology, natural hazards, vulnerability and prevention of natural disasters in developing countries, Department of Civil and Environmental Engineering, Massa–chusetts Institute of Technology, Geomorphology 47, 107–124.

33- Ju Yanbing and Wang Aihua, (2012), Emergency alternative evaluation under group decision makers: A method of incorporating DS/AHP with extended TOPSIS, Expert Systems with Applications, Vol.39, Issue 1, Pp 1315-1323.

34- Liao Zhenliang et al., (2011), River environmental decision support system development for Suzhou Creek in Shanghai, Journal of Environmental Management, Vol.92, Issue 9, pp 2211-2221.

35- Lorena, Montoya and Masser, Ian, (2005), Management of natural hazard risk in Cartago, Costa Rica.   

36- Montz, burrel and A. tobin, grham, (2010), Natural hazard: unveiling tradition in applied geography.

37- Montz, Burrell E.  & Tobin, Graham A., (2011), Natural hazards: An evolving tradition in applied geography, Applied Geography 31, 1-4.

38- Michelle Yonetani, (2011), Displacement due to natural hazard-induced disasters (Global estimates for 2009 and 2010), IDMC.

39- Su Jun-Pin et al., (2007), Analyzing policy impact potential for municipal solid waste management decision-making: A case study of Taiwan, Resources, Conservation and Recycling, Vol.51, Issue 2, pp 418-434.

40- Taskin Gumus Alev, (2009), Evaluation of hazardous waste transportation firms by using a two step fuzzy-AHP and TOPSIS methodology, Expert Systems with Applications, Vol.36, Issue 2, Part 2, pp 4067-4074.

41- Wang Jiang-Jiang et al., (2009), Review on multi-criteria decision analysis aid in sustainable energy decision-making, Renewable and Sustainable Energy Reviews, Vol.13, Issue 9, pp 2263-2278.

42- www.ifrc.orgpublicatwdr (2009) summaries.asp World Disasters Report 2009 Disaster data.

43- Zhang H. and Huang G.H., (2011), Assessment of non-point source pollution using a spatial multicriteria analysis, Ecological Modelling, Vol. 222, Issue 2, 24, pp 313-321.